پيشرفت اقتصادي در عصر حکومت مهدوي، با تأکيد بر روايات اسلامي

پيشرفت اقتصادي در عصر حکومت مهدوي، با تأکيد بر روايات اسلامي

چكيده
از روايات استفاده مي­شود كه در عصر طلايي ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف ، پيشرفت همه جانبه­اي در عرصه­هاي مختلف خصوصاً در عرصه اقتصاد صورت مي­پذيرد؛ به طوري که چنان پيشرفتِ سريع و عادلانه­اي در هيچ زماني نظير نداشته است. از سوي ديگر مشكلات اقتصادي جامعه بشري در سطح كلان حل خواهد شد؛ رفاه و آسايش پديد خواهد آمد و عوامل سلطه بر فكر و فرهنگ و اقتصاد از بين خـواهند رفت، و با زدودن فقر و تهيدستي، زمينه رشد و تكامل مادي و معنوي انسان­ها فراهم خواهد شد.در عصرِ ظهورِ حضرتِ حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف ، از يك طرف با اجراي احكام و استقرار نظام عدالت و برابري، و نابودي ظلم و تبعيض و بي‌عدالتي، زمين بركات، منابع و ذخاير خود را بدون هيچ­گونه امساكي عرضه خواهد كرد؛ و از طرف ديگر با پيشرفت علوم و فنون، کشاورزي و دامداري نيز رونق گرفته، محصولات مردم چندين برابر خواهد شد. با پيشرفت علم و دانش، تمام منابع و ذخاير روزميني و زيرزميني، شناسايي و كشف شده، همه دست به دست هم خواهند داد و در جهت تأمين رفاه و آسايش انسان، توأم با رشد معنويت و اجراي عدالت، در آن عصر طلايي و رؤيايي، بسيج و استخدام خواهند شد.
کليد واژه­ها: پيشرفت، توسعه، پيشرفت اقتصادي، اقتصاد اسلامي، حکومت مهدوي.

مقدمه
آيا پيشرفت همه جانبه اقتصادي در دوران پربار حکومت مهدوي تحقق خواهد يافت؟ اگر چنين است، آيا آن پيشرفت­ها به سبب امدادهاي الهي صورت مي­پذيرد، يا توسط امام زمان عليه السلام و برنامه­هاي اقتصادي دولت کريمه آن حضرت به ثمر مي­نشيند؟ترديدي نيست که مترقّي­ترين جامعه بشري از آغاز خلقت تا پايان دنيا، جامعه مهدوي است؛ چرا که عصر ظهور امام زمان عليه السلام و حکومت مهدوي، از ابعاد برجسته­اي برخوردار است که يکي از آن‌ها بُعد اقتصادي آن است. اين موضوع در موفقيت و گسترش سريع قيام و نيز اقبال عمومي به سوي حکومت عدل گستر آن حضرت، نقش بسزايي دارد.
نظام ارزشي اسلام، خوشبختي دنيا و ‌آخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنيا را مزرعه آخرت معرفي كرده است. بر اين مبنا، هر رفتار اقتصادي مفيد كه در حوزه ارزش‌هاي اسلامي مجاز باشد، مطلوب و شايسته است.قرآن کريم يکي از مهم­­ترين عوامل اطاعت از يک حکومت مشروع را تأمين معيشت و ساماندهي اقتصادي آن‌ها معرفي مي­کند. در سوره قريش، آيات 3 و 4 آمده است:(فَليَعبُدوا رَبَّ هذَا البَيتِ، الَّذي اَطعَمَهُم مِن جُوعٍ وَ آمَنَهُم مِن خَوفٍ) پس بايد پروردگار اين خانه ]کعبه[ را بپرستند. آن [خدايي] که آن‌ها را از گرسنگي نجات داد، و از ترس و نا امني ايمن ساخت.
پس همه نهضت­ها، انقلاب­ها و حکومت­ها ـ خصوصاً يک حکومت الهي - هم براي گسترش يافتن، و هم براي باقي ماندن و تحکيم موقعيت خود، نيازمند تکثير ثروت­هاي، درآمدي مناسب و نيز هزينه بجا و توزيع عادلانه آن‌ها هستند. نيز ترديدي نيست که حفظ دين و فرهنگ ديني و ديگر مظاهر و شؤون دين، همچنين گسترش و تبليغ آن، نيازمند قدرت مالي و اقتصادي است.
فراهم آوردن رفاه و آسايش و ايجاد شرايطي كه در آن، آحاد جامعه جهاني ـ به­ويژه مسلمانان ـ از نظر معيشتي در وضعيت خوبي باشند و اضطراب و نگراني از اين ناحيه احساس نكنند، در سرلوحه برنامه­هاي كاري حكومت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار دارد؛ لذا پرداختن به اين مطلب که از جمله برنامه­هاي قطعي و نتيجه­بخش آن حضرت، ايجاد پيشرفت همه جانبه و گسترده اقتصادي است و اين که وضعيت زندگي و اقتصاد مردم از رونق بي­نظيري برخوردار خواهد شد، اهميت بسياري دارد.حضرت با توزيع عادلانه بيت المال و درآمدها و نظارت دقيق به دستگاه­هاي اجرايي و اقتصادي حكومت، زمينه لازم براي رفاه و آسايش همگاني را فراهم خواهند كرد؛ به گونه­اي كه ساكنان آسمان­ها و زمين، از شرايط به وجود آمده، راضي و خشنود خواهند شد.
موضوع پيشرفت و رونق علم، اقتصاد و کشاورزي در عصر ظهور حضرت مهدي عليه السلام از موضوعاتي است که از دوران رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم به مسلمانان وعده داده شده است. در اين باره نيز تاکنون مقالات و تحقيقاتي صورت گرفته است که هر يک از آن‌ها به نوبه خود در تبيين اين موضوع موفق بوده­اند. ما در اين مقاله با رويکردي خاص و دقيق­تر سعي کرديم به موضوع پيشرفت اقتصادي در عصر ظهور بپردازيم.
پيشرفت اقتصادي يا توسعه؟
مفهوم پيشرفت، مدت‏هاست که در سايه مفاهيم توسعه قرار دارد و در کشورهاي صنعتي و در حال توسعه مورد تکريم است؛ در حالي که اين واژه­، مفهومي هنجاري - دستوري است که بايد بين اين واژه و اصطلاحات توصيفي ديگر نظير «تغيير» و «توسعه» تمايز قايل شد؛ از اين­رو، سخن از پيشرفت بدون تلاش جدّي براي يافتن ارزش‏هاي عميق و قابل تحقق انساني، گفته‏اي فريبنده و بي‏محتوا است.لذا به جاي واژه توسعه، از واژه پيشرفت استفاده شده است، تا به اين بهانه به فرق اين دو نيز پرداخته شود؛ چنان که حضرت آيت الله خامنه­اي ـ مدّ ظلّه العالي ـ در اين خصوص، طيّ چند نکته بيان فرمود:
نکته­ي اول، اين است که ما وقتى مي­گوييم پيشرفت، نبايد توسعه به مفهوم رايج غربى تداعى بشود.... آنچه ما دنبالش هستيم، لزوماً توسعه غربى - با همان مختصات و با همان شاخص­ها - نيست. غربى‏ها يك تاكتيك زيركانه تبليغاتى را در طول سال­هاى متمادى اجرا كردند و آن، اين است كه كشورهاى جهان را تقسيم كردند به توسعه‏يافته، در حال توسعه و توسعه‏نيافته.
در وهله اول، انسان خيال مي­كند توسعه‏يافته يعنى آن كشورى كه از فناورى و دانش پيشرفته‏اى برخوردار است. توسعه‏نيافته و در حال توسعه هم به همين نسبت؛ در حالى كه قضيه اين نيست. عنوان توسعه‏يافته - و آن دو عنوان ديگرى كه پشت سرش مى‏آيد؛ يعنى در حال توسعه و توسعه‏نيافته - يك بارِ ارزشى و يك جنبه ارزش‏گذارى همراه خودش دارد. در حقيقت، وقتى مي­گويند كشور توسعه­يافته، يعنى كشور غربى، با همه خصوصياتش؛ فرهنگش، آدابش، رفتارش و جهت‏گيرى سياسى‏اش؛ اين توسعه‏يافته است. در حال توسعه يعنى كشورى كه در حال غربى شدن است. توسعه‏نيافته يعنى كشورى كه غربى نشده و در حال غربى شدن هم نيست... ؛ لذا ما مجموعه غربى شدن، يا توسعه يافته به اصطلاحِ غربى را مطلقاً قبول نمي­كنيم. پيشرفتى كه ما مي­خواهيم، چيز ديگرى است.
مطلب دوم، اين است كه پيشرفت براى همه كشورها و همه جوامع عالم، يك الگوى واحد ندارد. پيشرفت يك معناى مطلق ندارد؛ شرايط گوناگون - شرايط تاريخى، شرايط جغرافيايى، شرايط جغرافياى سياسى، شرايط طبيعى، شرايط انسانى و شرايط زمانى و مكانى - در ايجاد مدل­هاى پيشرفت، اثر مي­گذارد... .
نكته بعدى هم نكته مهمى است؛ مبانى معرفتى در نوع پيشرفت مطلوب يا نامطلوب تأثير دارد. هر جامعه و هر ملتى، مبانى معرفتى، مبانى فلسفى و مبانى اخلاقى‏اى دارد كه آن مبانى، تعيين كننده است... مبانى معرفتى ما به ما مي­گويد اين پيشرفت مشروع است يا نامشروع؛ مطلوب است يا نامطلوب؛ عادلانه است يا غيرعادلانه.البته يك نقاط اشتراكى هم وجود دارد كه اين‌ها در توسعه كشورهاى توسعه­يافته غربى كاملاً وجود داشته. روح خطرپذيرى - كه انصافاً جزو خلقيات و خصال خوب اروپايى‏هاست - روح ابتكار، اقدام و انضباط، چيزهاى بسيار لازمى است. در هر جامعه‏اى كه اين‌ها نباشد، پيشرفت حاصل نخواهد شد. اين‌ها هم لازم است. ما اگر بايد اين‌ها را ياد بگيريم، ياد هم مي­گيريم؛ اگر هم در منابع خودمان باشد، بايد آن‌ها را فرا بگيريم و عمل كنيم (آيت الله خامنه­اي، 1388).
پيشرفت به معناي علم بيشتر يا تکنيک بهتر نيست، مگر آن‏که به‏وسيله هدف‏هاي با ارزش انساني هدايت و نظارت شوند، و ضروري است که از لحاظ کمّي و کيفي داراي ويژگي‏هايي باشد. پيشرفت نمي‏تواند تنها در افزايش کمّي شاخص‏ها محدود شود (جمعيت بيشتر يا رفاه بيشتر)؛ بلکه لازم است مطالبي مؤثر و نافذ درباره هدف‏هاي زندگي بشر مطرح كند. پيشرفت، بهبود در همه ابعاد است. گسترش و بهبود در يک بعد و پسرفت يا توقف در يک بعد ديگر، با تعريف پيشرفت، سازگاري ندارد. اصولاً مقوله پيشرفت براي انسان، در زندگي بهتر و حرکت در مسير کمال مطرح مي‌شود.اگر هم گاهي از اصطلاح توسعه استفاده کنيم، بايد به اين نکته اساسي توجه داشته باشيم که تفاوت ويژه توسعه از ديدگاه اسلام با توسعه غربي، هدف نبودن خود توسعه است. توسعه از نظر اسلام، خود، وسيله و ابزاري براي رسيدن افراد به كمال و قرب الهي و مقدمه زندگي آخرتي است كه از درون افراد و بر اساس دستورهاي شرع، ريشه مي‌گيرد.
خلاصه، پيشرفت مورد نظر و تاييد اسلام، وجوه مشترکي با مفهوم توسعه در مکاتب يادشده دارد؛ ولي اين دو از نظر انگيزه و هدف نهايي بر يک‌ديگر منطبق نيستند؛ زيرا از نظر اسلام، پيشرفت، فرايند جهت‌دار است و هدف غايي آن، رساندن انسان به کمال نهايي و شايسته‌ اوست که در جهان‌بيني اسلامي، کمال نهايي انسان، قُرب اِلي‌الله مي‌باشد. تامين رفاه مادي انسان در حدّ معقول، در مقايسه با هدف نهايي ـ يعني تقرّب به خدا ـ به عنوان هدفي متوسط و به منزله ابزاري براي رسيدن به هدف نهايي است. بنابراين مفهوم پيشرفت از ديدگاه اسلام، وسيع‏تر از آن است که فقط در ابعاد مادي هستي بگنجد.
مفهوم توسعه
اين پيشرفت علمى، اگرچه كه با فراگيرى علم از كشورها و مراكز پيشرفته‌تر علمى حاصل خواهد شد - بخشى از آن بلاشك اين است - اما فراگيرى علم يك مسئله است، توليد علم يك مسئله‌ى ديگر است. نبايد ما در مسئله‌ى علم، واگن خودمان را به لوكوموتيو غرب ببنديم. البته اگر اين وابستگى ايجاد بشود، يك پيشرفتهايى پيدا خواهد شد؛ در اين شكى نيست؛ ليكن دنباله‌روى، نداشتن ابتكار، زير دست بودن معنوى، لازمه‌ى قطعى اين چنين پيشروى‌اى است؛ و اين جايز نيست. از دهه چهل ميلادي به اين سو، «توسعه» به صورت اصطلاحي در اقتصاد رواج يافته است. در آغاز، توسعه را مترادف «رشد توليد ناخالص داخلي» مي‏دانستند (زاكس، 1377: ص22)؛ امّا با گذشت يك دهه، تجربه كشورهايي كه براي تحقّق توسعه، راه افزايش توليد ناخالص داخلي را پيموده بودند، نشان داد كه توسعه تنها پديده‏اي اقتصادي نيست؛ بلكه حالتي است كه ابعاد ديگر نيز دارد؛ ابعادي همچون توسعه سياسي، توسعه اجتماعي، و مانند آن‌ها.با گذشت زمان، مفهوم توسعه داراي ابعاد گوناگون و گسترده ديگري نيز شد؛ به گونه‏اي كه امروزه شامل توسعه محيط و توسعه­ي انساني نيز مي‏شود.
«توسعه» به فراگردي گفته مي­شود که در آن، جامعه از وضعي نامطلوب به وضعي مطلوب متحوّل مي­شود. در فرايند توسعه، استعدادهاي سازماندهي جامعه از هر جهت ـ چه از نظر اقتصادي و چه از نظر اجتماعي، فرهنگي و سياسي ـ بارور و شکوفا مي­شود (احمدي، 1387: ص19).
و اما افزايش ثروت اقتصادي براي خوب زيستن ساکنان سرزمين را «توسعه اقتصادي» مي­نامند. خوب زيستن ايجاب مي­کند شخص بتواند خوب کار کند، خوب مصرف کند، از تحصيلات کافي برخوردار شود، بداند که در زندگي چه انتخاب­هايي دارد، با سلامتي زندگي کند و در زمينه­هاي مختلف از امنيت برخوردار باشد (خلعتبري، 1385: ص636).
از اين تعريف نيز فرق ديدگاه اسلام در تعريف توسعه و نيز جايگزيني واژه پيشرفت معلوم مي‌شود.امروزه، اقتصاد در نظام­هاي مختلف جهاني، گرفتار نوعي رکود و کاستيِ جدّي در چهار عاملِ توليد، درآمد، اشتغال و تجارت شده که حاصل نقص در سيستم مديريتي و سياست­هاي استعماري، ظالمانه يا انحصاري حاکمان و حکومت­ها است. بي ترديد، کاستي­هاي بهره­وري از منابع و ابزار را نيز بايد بدان افزود.
معناي اقتصاد و اقتصاد اسلامي
در تعريف اقتصاد گفته­اند: «اقتصاد» از کلمه قصد به معناي ميانه­روي است. و «علم اقتصاد» يکي از رشته­هاي علوم اجتماعي است که در باب کيفيتِ فعاليت­هاي مربوط به دخل و خرج و چگونگي روابط مالي افراد جامعه با يک‌ديگر و اصول و قوانيني مطالعه مي­کند که بر امور مذکور حاکم است. چون ميان اقتصاد اسلامي و اعتدال، ارتباط وجود دارد، موجب اين شده است تا عنوان اقتصاد براي آن به کار گرفته شود (جبران مسعود، 1376: ج1، ص227).
در عصر ائمّه عليهم السلام به جاي اقتصاد، تقدير در معيشت براي مسايل مالي به کار مي­رفت؛ چنان که امام صادق عليه السلام مي­فرمايد:اصلاح امور مردم جز به وسيله سه چيز تحقّق نمي­يابد؛ تفقّه در دين، صبر و تحمّل مشکلات، و حسن تقدير در معيشت (حرّ عاملي، 1403ق: ج12، ص41).
همان‌گونه كه در حوزه‌ سياست و فرهنگ، دو مبناي دين و سكولاريسم معنا دارد، در حوزه‌ اقتصاد هم اين تقسيم‌بندي جاري است، و اقتصاد هم به ديني و غيرديني تقسيم مي­شود. الگوهاي سوسياليستي و سرمايه­داري، دو گرايش اقتصاد مادي به شمار مي­آيند. اگر اقتصاد بتواند معطوف به تعالي انسان باشد، بين فعاليت‌هاي اقتصادي و تعاليِ معنوي و تقرب انسان، ارتباط حقيقي برقرار شده، تلاش‌هاي اقتصادي در جهت قرب قرار مي­گيرد.
جهاد اقتصادي
نظر به اين که رهبر معظم انقلاب سال 1390 را «سال جهاد اقتصادي» نامگذاري فرمود، لازم است توضيح مختصري نيز در اين باره بيان شود. جهاد، يعني قدرت خود را به کار انداختن، متحمّل مشقّت شدن، تلاش توأم با رنج. جنگ را از آن جهت جهاد مي­گويند که تلاش و کوشش توأم با رنج است (قرشي، 1352: ج2، ص77).
وقتي جهاد با کلمه «في سبيل الله» همراه باشد، مفهوم ويژه­اي دارد و هرگونه فعاليت و مبارزه سياسي، اجتماعي، اخلاقي، فرهنگي، اقتصادي، با جان و مال و زبان و قلم و فکر با محوريّت خدا را شامل مي‌شود.البته بايد توجه داشت که جهاد علاوه بر نبردهاي دفاعي و گاه تهاجمي، مبارزات علمي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي را نيز در بر مي‌گيرد؛ لذا هر ملتي که در اين عرصه­ها جهاد و تلاشِ پي­گير داشته باشد، به مجد و عظمت دست خواهد يافت، وگرنه به خواري و ذلّت دچار مي­شود؛ چنان که در روايات مي­خوانيم که جهاد در راه خدا که بر پايه حق و جلوگيري از تجاوز به حقوق فردي و اجتماعي و ارزش‌هاي انساني استوار است، پشتوانه­اي قوي براي عزت و سربلندي و نيل به امنيّت و آرامش و استقلال يک کشور به شمار مي­رود.
پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مي­فرمايد: جهاد کنيد، تا مجد و عظمت را براي فرزندانتان بر جاي گذاريد (حرّ عاملي، 1403: ج11، ص9).
نيز آن حضرت در بيان اهميت جهاد مي­فرمايد: آن کس که جهاد را ترک گويد، خداوند بر اندام او لباس ذلت مي­پوشاند و فقر و احتياج بر زندگي و تاريکي بر دين او سايه خواهد انداخت (حرّ عاملي، 1403: ج11، ص5 ).
كلمه جهاد، هميشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. اين در معناي جهاد، حالت تأكيد و تصريح دارد. در همين راستا يكي از استراتژي‌هاي جهاد اقتصادي، اين است كه بايد جهاد عظيمي در شناسايي موانع اقتصادي صورت گيرد؛ موارد و موانعي كه دست و پا گير است.
نکته ديگر اين است که گره زدن «جهاد» به مفهوم «اقتصاد» و تركيب اين مفهوم مقدس با فعاليت‌ اقتصادي، به معناي‌ نوعي تلاش سخت‌كوشانه در مسير بهسازيِ اقتصادي مبتني بر انگيزه‌هاي الهي است. اگر اقتصاد بتواند معطوف به تعالي انسان باشد، بين فعاليت‌هاي اقتصادي و تعاليِ معنوي و تقرب انسان، ارتباط حقيقي برقرار شده و تلاش‌هاي اقتصادي در جهت قُرب قرار مي­گيرد. اين جهاد به اين معنا نيست كه تلاش­ها براي توسعه لذت­ها و بهجت‌هاي مادي در ذيل همان مديريت اقتصادي متعارف (اقتصاد سرمايه‌داري يا اقتصاد سوسياليستي) را تغيير نام دهيم و با تأكيد بر نيّت صحيح، همان رفتارها را امضا کنيم؛ بلکه براي تأمين تعالي انسان بايد ماهيت و سازوکار رفتار اقتصادي هم، شكل و شمايل ديگري بيابد كه بتوان آن را در زمره جهاد في سبيلِ الله قرار داد.
اول. امدادهاي الهي و شکوفايي اقتصادي در عصر ظهور
بي‌ترديد، يکي از عوامل مهم و کارساز در شکوفايي و پيشرفت اقتصاد در عصر ظهور، امدادهاي الهي است که در حقيقت نتيجه و ثمره پرهيزگاري، عدالت محوري، رعايت احکام و اجراي اوامر خداي متعال به وسيلة رهبر و امام آن عصر و نيز بيشتر پيروان آن حضرت مي­باشد. اين، وعده الهي است که رعايت اين امور، نزولات و برکات آسماني را در پي خواهد داشت، و موجب رونق چشم‌گير کشاورزي و رشد محصولات زراعتي خواهد شد.
در آيه 96 از سوره اعراف مي‌خوانيم:(وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى ءَامَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيهِم بَرَكاتٍ مِّنَ السَّماءِ وَ الأَرْضِ وَ لكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُم بِما كانُوا يَكْسِبُونَ).و اگر مردمى كه در شهرها و آبادي­ها زندگى دارند، ايمان بياورند و تقوا پيشه كنند، بركات آسمان و زمين را بر آن‌ها مى‏گشاييم؛ ولى ]آن‌ها حقايق را[ تكذيب كردند؛ ما هم آنان­ را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.
اميرالمؤمنين عليه السلام نيز در اين رابطه فرموده است:بِالْعَدْلِ تَتَضاعَفُ الْبَرَكاتُ (آمدي تميمي، 1407ق: ج1، ص291).
با عدالت بركت­ها فزوني مي­يابد.در اينكه منظور از بركات زمين و آسمان چيست، در ميان مفسران، گفت­وگو است؛ بعضى آن را به نزول باران و روييدن گياهان تفسير كرده‏اند، و بعضى به اجابت دعا و حل مشكلات زندگى؛ ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از بركات آسمانى، بركات معنوى، و منظور از بركات زمينى بركات مادى باشد.
با توجّه به آيات گذشته، تفسير اول، از همه مناسب­تر است؛ زيرا در آن آيات كه مجازات­هاى شديد مجرمان و طغيان‌گران را شرح مى‏داد، گاهى اشاره به فرود آمدن سيلاب از آسمان، و طغيان چشمه‏ها از زمين ( همانند طوفان نوح ) و گاهى اشاره به صاعقه‏ها و صيحه‏هاى آسمانى، و گاهى زلزله‏هاى وحشتناك زمينى شده بود.
در آيه مورد بحث، اين حقيقت مطرح است كه اين مجازات­ها واكنش اعمال خود آن‌ها بود؛ وگرنه اگر انسان پاك و با ايمان باشد، به جاى اينكه عذاب از آسمان و زمين فرا رسد، بركات خدا از آسمان و زمين بر او مى‏بارد. اين انسان است كه بركات را تبديل به بلاها مى‏كند. قابل توجه، اينكه ايمان و تقوا نه تنها سبب نزول بركات الهى مى‏شود، بلكه باعث مى‏گردد كه آنچه در اختيار انسان قرار گرفته، در مصارف مورد نياز به كار گرفته شود؛ براي مثال، امروز ملاحظه مى‏كنيم كه بخش بسيار مهمى از نيروهاى انسانى و منابع اقتصادى در مسير مسابقه تسليحاتى و ساختن سلاح­هاى نابود كننده صرف مى‏شود. اين‌ها مواهبى فاقد هر گونه بركت هستند و به­زودى از ميان مى‏روند و نه تنها نتيجه‏اى نخواهند داشت، ويرانى هم به بار مى‏آورند؛ ولى اگر جوامع انسانى ايمان و تقوا داشته باشند، اين مواهب الهى به شكل ديگرى در ميان آن‌ها در مى‏آيد، و طبعاً آثار آن، باقى و برقرار خواهد ماند و مصداق كلمه بركات خواهند بود (مکارم شيرازي، 1373: ج6، ص266).
در عصر رهايى، مردم از گمراهى دست برداشته، و هدايت مى‏يابند و اين، دليل بر جهانى‏شدن اسلامِ راستين و گرايش و ايمان مردم به حكومت جهانى حضرت بقيّة اللَّه الأعظم عليه السلام مى‏باشد.در آن عصر فرخنده برخلاف اين عصر تلخي و ناكامى، همه مردم جهان به دستورات رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و آيين اسلام ايمان مى‏آورند و بر اساس اعتقاد به خدا تقوا را پيشه مى‏كنند.بديهى است دستورات رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم جز پيروى از مكتب اهل بيت عليهم السلام و قرآن كريم چيز ديگرى نيست و اجر رسالت آن بزرگوار، جز مودّتِ ذوى القربى نمى‏باشد.
خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد:(قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى) (شورى: 23)بگو بر رسالت خود پاداشى از شما نمى‏خواهم، مگر مودّت ذوى القربى را.
در عصر رهايى بر اثر تكامل عقلى مردمان جهان، گفتار رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را مى‏پذيرند و مودّتِ خاندان وحى عليهم السلام را دارا مى‏شوند. مقصود از مودّت اهل بيت عليهم السلام ، محبّتى است كه باعث تقرّب انسان به آنان شود.بنابر اين، ايمان و تقواى عمومى جامعه كه با گرايش به خاندان وحى عليهم السلام و دارا شدن مودّت آنان جلوه‏گر مى‏شود، راز گشوده‏شدن درهاى آسمانى و نزول بركات الهى است. پس اگر از اوّل بعثت مردمان گفتار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را مى‏پذيرفتند و دست از مقام ولايت خاندان وحى برنمى‏داشتند، تيرگى‏ها و تاريكى‏هايى كه جهان را به ظلمت و تباهى كشيده است، پيش نمى‏آمد و خداوند كريم از عطاى نعمت‏ها و بركات آسمانى دريغ نمى‏ورزيد.
در خصوص امدادهاي الهي در عصر ظهور، به دو موضوع در روايات تصريح شده است:
نخست. نزول باران و برکات الهي
از جمله امدادهاي الهي که در عصر طلايي ظهور حضرت حجّت عليه السلام و دوران حکومت مهدوي صورت مي­پذيرد، نزول باران­هاي مفيد و ثمربخش است. نظر به اينکه يکي از مهم­ترين منابع طبيعي و اصليِ حيات و زندگي، آب است كه عامل مهمّي براي پيشرفت اقتصادي ـ به­ويژه کشاورزي ـ مي‌باشد. اين ويژگي عصر امام زمان عليه السلام از اهميت بسياري برخوردار است.
حاکم نيشابوري در مستدرک، حديث مشروحي از ابوسعيد خدري از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل مي‏کند که فرمود:يَنْزِلُ بِاُمَّتي في آخِرِ الزّمانِ بَلاءٌ شَديد مِن سُلطانِهِم، لَمْ يُسمَعُ بَلاءٌ اَشَدُّ مِنهُ، حَتّي تَضيقَ عَنهُمُ الاَرضُ الرَّحبَهُ، وَ حَتّي يُملاَ الاَرضَ جَوراً وَ ظُلماً، لايَجِدُ الْمُؤمِنُ مَلجَاً يَلتَجِاُ اِلَيه مِن الظُّلمِ فَيَبعَثُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ رَجُلاً مِن عِترَتي، فَيَملَأ الاَرضَ قِسطاً وَعَدلاً کَما مُلِئَتْ ظُلماً وَ جَوراً، يَرضي عَنهُ ساکِنُ السَّماءِ و ساکِنُ الاَرضِ، لاتدخَّر الارضُ مِن بَذرِها شيئاً اِلّا اَخْرجَتهُ، وَ لا السَّماءُ مِن قَطْرِها شَيْئاً اِلاّ صَبَّهُ اللهُ عَلَيْهِم مِدراراً (حاکم نيشابوري، 1418ق: ج4، ص465).
در آخر زمان، بلاي شديدي بر امّت من از سوي سلطان آن‌ها وارد مي‏شود؛ بلايي که شديدتر از آن شنيده نشده است؛ تا آنجا که زمينِ وسيع و گسترده بر آن‌ها تنگ مي‏شود، و تا آنجا که زمين پر از جور و ظلم مي‏گردد، و مؤمن پناهنگاهي براي پناه جستن به آن از ظلم نمي‏يابد. در اين هنگام، خداوند متعال مردي از عترتم را مبعوث مي‏کند که زمين را پر از عدل و داد کند، آن گونه که از ظلم و ستم پر شده بود. ساکنان آسمان ]فرشتگان[ از او خشنود مي‏شوند، و همچنين ساکنان زمين. زمين تمام بذرهاي خود را بيرون مي‏فرستد و بارور مي‏شود، و آسمان تمام دانه‏هاي باران را بر آن‌ها فرو مي‏بارد ]و همه جا را سيراب و پر برکت مي‏کند[.حاکم بعد از ذکر حديث مي‏گويد: اين حديث، صحيح است هر چند «بخاري» و «مسلم» آن را در کتاب خود نياورده‏اند.
امام صادق عليه السلام مي‏فرمايد:اِنّ قُدّامَ القائِمِ لَسَنَةً غَيْداقَةً يَفْسُدُ فِيها الثَّمَرُ فِي النَّخْلِ فَلا تَشُکُّوا فِي ذلکَ (اِربلي، 1381ق: ج2، ص462 ؛ طوسي،1386: ص762).
در آستانه­ قيام قائم سالي پرباران خواهد بود که در اثر آن، خرما بر روي نخل مي‏پوسد. پس در اين ترديدي به خود راه ندهيد. نيز آن حضرت فرموده است: وَ إِذَا آنَ قِيَامُهُ مُطِرَ النَّاسُ جُمَادَى الْآخِرَةَ وَ عَشَرَةَ أَيَّامٍ مِنْ رَجَبٍ مَطَراً لَمْ يَرَ الْخَلائِقُ مِثْلَهُ... (اِربلي، 1381ق: ج2، ص463).
وقتي که زمان قيام قائم نزديك شود، بر مردم باران فرو خواهد ريخت، در ماه جمادي‏الثاني و ده روز رجب؛ باراني که مانندش ديده نشده است.نزول باران و برکات الهي در آن عصر، آن­چنان پي در پي و به اندازه بر زمينِ نيازمند مي­بارد که بيشترين سر سبزي را در روي زمين ايجاد مي­کند؛ لذا روايت است که پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ­فرمود: خداوند، باران را از آسمان همواره بر آن‌ها بفرستد، و از زمين چيزي از گياه نماند، مگر اين که سبز شود (اِربلي، 1381ق: ج2، ص382).
دوم. برکات استثنايي زمين
در عصر ظهور بر اثر ايمان و تقوا، بركات الهى از زمين و آسمان بر آنان وارد مى‏شود؛ به گونه‏اى كه از هر درخت، هر نوع ميوه‏اى كه خدا اراده كند چيده مى‏شود. همچنين ميوه‏ها - بر اثر يكسان شدن هوا در همه فصل‏ها - مخصوص يك فصل نيست؛ ميوه­ تابستان در زمستان هم بر درختان وجود دارد و ميوه­ زمستان در تابستان نيز بر درختان هست.مسأله­ بركت، حقيقت بزرگى است كه جهان در عصر ظهور بر اثر وجود آن، چهره‏اى ديگر به خود خواهد گرفت، و بر اثر وجود بركت و نازل شدن آن بر مردمان عصر ظهور، گرفتارى‏هاى دوران تاريك غيبت برطرف مى‏شود، و گشايش و فراوانى، سراسر گيتى را فرا مي­گيرد. به اين گونه، جهان چهره‏اى ديگر از خود نشان مي­دهد، و در آن عصرِ گشايش و شكوفايى، شكوفه‏هاى قدرت و توان‌گرى سراسر زمين را پر مى‏كند و نشانى از فقر و تنگدستى باقى نخواهد ماند.
در آن عصرِ همايون، ضعف، ناتوانى و شكستگى، شكست خواهند خورد و قدرت، توانايى و خجستگى، جايگزين آن‌ها خواهند شد. بركت توسّط فرشتگانِ الهي به وجود مى‏آيد. از نظر ديد مادّى، مثلاً گندم فقط به وسيله­ بذر و آب و خاك به وجود مى‏آيد؛ ولى از ديدگاه كسى كه با امور غير محسوس آشنايى دارد، ايجاد اشيا منحصر به وسايل عادّى و طبيعى نيست؛ بلكه از راه‏هاى غير طبيعى نيز محصول طبيعى ايجاد مى‏شود.
از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم روايت شده که فرمود: تَزيدُ المِياهُ في دَولتِهِ، وَ تمدّ الانهار و تضاعِف الارض اُکُلَها (مقدّسي شافعي، 1386: ص200). آب­ها در دولت او ]حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ‌[ فراوان مي­شود، و زمين، برکات خويش را چند برابر مي­كند.
برنامه­هاي اقتصادي حکومت مهدوي در عصر ظهور
هنگامي که آدمي در مسير رشد عقلاني خود به ضرورت برنامه­ريزي در زندگي خويش پي بُرد، آن را در نظام‌هاي اجتماعي به عنوان ابزاري در خدمت مديريت و رهبري، مورد توجه قرار داد. امروز مي­بينيم که ساختار وجودي سازمان­ها پيچيده شده­اند که بدون برنامه­ريزي‌هاي دقيق نمي توانند به حيات خود تداوم بخشند. براي دست يافتن به هدف مورد نظر، بايد پيش از تلاش فيزيکي يا اقدام به انجام کار، تلاش ذهني يا برنامه­ريزي کافي صورت گيرد.از اين­رو، نقش برنامه­ريزي صحيح و تأثير آن در رونق و پيشرفت امور جامعه بسيار مهم است؛ و پيداست که برنامه­ريزي اقتصادي نيز از ضروري­ترين کارها براي دست­يابي به پيشرفت است.
امام علي عليه السلام مي­فرمايد: لا فقرَ مَعَ حُسنِ تَدبير (آمدي تميمي، 1407ق: ج2، ص370).
با تدبير و برنامه­ريزيِ خوب، ديگر فقري نخواهد ماند. آنچه از روايات به دست مي­آيد، بيان‌گر اين حقيقت است که در عصر حکومت امام زمان عليه السلام علاوه بر امدادهاي الهي، برنامه­هاي مهم، ضروري، گسترده و بر مبناي عدالت اسلامي به بهترين وجه، اجرايي مي­شود و مردم شاهد پيشرفت چشم‌گيري در ابعاد مختلف ـ به­ويژه در بعد اقتصادي ـ خواهند بود.ما در اين­جا، با توجه به احاديث اهل بيت عليهم السلام ، به برنامه­هاي اقتصادي حضرت حجّت عليه السلام که باعث رونق و رفاه عمومي مي­شود مي­پردازيم:
پيشرفت علم و دانش
مسلّم است که علم و دانش و رشد فکري و فرهنگي، نقش بسزايي در تکامل و پيشرفت انسان و جامعه­ انساني دارد، و بسياري از مشکلات سر راه تکامل را رفع مي­کند. در عصر انقلاب جهاني مهدي موعود عليه السلام يکي از امور، پيشرفتِ عجيب علوم در تمام زمينه­هاست.
در حديثي از امام صادق عليه السلام چنين مي‌خوانيم:
دانش، 27 حرف ]شعبه و شاخه[ است. تمام آنچه پيامبران الهي براي مردم آورده‌اند، دو حرف بيش نبوده است و مردم تا‌كنون جز آن دو حرف را نشناخته‌اند؛ ولي هنگامي كه قائم ما قيام كند، 25 حرف ديگر را آشكار مي‌كند و در ميان مردم منتشر مي‌سازد و دو حرف ديگر را به آن پيوند مي‌دهد، تا 27 حرف كامل و منتشر شود (مجلسي، 1404ق: ج52، ص336).
اين پيشرفتِ علمي، نه تنها در علوم انساني، بلکه در علوم صنعتي، اقتصادي و غير اين‌ها نيز پديد خواهد آمد. در آن عصر طلايي، رهبر آن حکومت، که امام زمان عليه السلام است بر تمام علوم اشراف کامل دارد، و دانش او با دانش هيچ دانشمندي قابل قياس نيست، و همه را از چشمه­سار علم خود بهره­مند مي­كند.لذا، آن بزرگوار همچون جدّش اميرالمؤمنين عليه السلام ندا سر مي­دهد که:
سَلوني قبلَ اَن تَفقِدوني، فاَِنَّ بَينَ جَوانِحي عِلماً جَمّاً (مجلسي، 1404ق: ج52، ص272).قبل از آنکه از ميان شما بروم، هر گونه سؤالي داريد از من بپرسيد؛ چرا که سراسر وجودم سرشار از علم و دانش است.
امام باقر عليه السلام نيز رشد عقليِ بندگانِ خدا را - که با تصرّفِ تکويني، در عصر ظهور به وقوع مي­پيوندد - مورد توجه قرار مي­دهد و مي­فرمايد:اذا قام قائِمُنا وَضَعَ اللهُ يَدَه عَلي رُؤوسِ العِبادِ، فَجَمَعَ بها عُقولَهم وَ کَمُلَت بِهِ اَحلامُهُم (کليني، 1405ق: ج1، ص25 ؛ حرّ عاملي، 1366: ج6، ص367).
وقتي که قائم ما قيام کند، خداوند دستش را بر سر بندگان قرار مي­دهد و به وسيله­ آن، عقول ايشان جمع شده، افکارشان با آن تکميل مي‌گردد.
اجراي عدالت اجتماعي اقتصادي
عدالت اقتصادي، به معناي فرآيند تصميم‌گيري مبتني بر اسلام است كه امور را به سه امر الهي، امور عمومي و امور خصوصي تقسيم مي‌كند. عدالت اقتصادي، در زمينه­ توليد به عدالت در حفظ و گسترش ثروت، يعني رشد اقتصادي پايدار، در زمينه­ توزيع به عدالت در توزيع ثروت،‌ و در زمينه­ مصرف يا رفاه اقتصادي يا تقليل كمبود كالاها و خدمات كه هدف نهايي خرده‌نظام اقتصادي اسلام است، به آموزه كفايت مي‌رسد. عدالت اقتصادي متضمن نظم فردي و اجتماعي در حوزه­ اقتصاد است و اصول اخلاقي را به انسان اعطا مي‌كند، تا در سازوكارها و نهادهاي اقتصادي تجلي يابند. اين سازوكارها و نهادها تعيين مي‌كنند كه چگونه شخص در زندگي، كار و كسب انجام دهد، وارد قراردادها شود، با ديگران كالاها و خدمات را مبادله كند و علاوه بر اين، بنياد مادي مستقلي را براي معيشت اقتصادي‌اش ايجاد كند.
دكترين عدالت اقتصادي مهدوي با چهار شاخص رشد اقتصادي پايدار، كاهش مداوم نابرابري، حذف فقر، و مصرف به حد كفاف، شناسايي شده است (جهانيان، 1383ش، ص 14).كاهش مداوم نابرابري به معناي كاهش انواع نابرابري‌هاي اقتصادي در سطح ملي، نژادي و قومي، خانوادگي و منطقه‌اي و بين‌المللي است.
مضمون برخي از روايات، نشان‌دهنده اين نكته است كه انواع تبعيض‌ها و تجاوزها در جامعه­ مهدوي مرتفع مي‌شود، و عدل در هر جا كه جامعه‌اي انساني وجود داشته باشد، گسترش مي‌يابد.
از امام باقر عليه السلام نقل شده است:در حكومت قيام‌كننده اهل‌بيت پيامبر قسط و عدل ]به معناى عدم تبعيض در تقسيم بيت ‌المال و رعايت حقوق مردم[ به طور كامل اجرا خواهد شد (مجلسي، 1404ق: ج52، ص351).
در آن عصر طلايي، ‌امكانات به‌ شيوة عادلانه توزيع مى‌گردد و از ‌اجحاف و تعدّىِ سودجويانِ تكاثر‌طلب جلو‌گيري‌ مى‌شود؛ و در نهايت، مردم نيز از نظر غناى روحى و سطح اخلاق و معرفت و تقوا چنان اوج مى‌گيرند كه دامنه­ حرص و آز كه سرچشمه­ تكاثر و بخل و احتكار و تنازع است، برچيده مى‌شود.
در حديثى از امام صادق‌ عليه السلام چنين مى‌خوانيم:هنگامى كه قائم ما قيام كند ... زمين ]با تدبير امام و تلاش صادقانه مردم[ گنج‌ها و ذخاير گران‌بهاى خود را آشكار مى­كند؛ آن‌چنان‌كه مردم آن‌را با چشم ‌خود مى‌بينند ]آن‌چنان غناى ظاهرى و معنوى مردم را فرا مى‌گيرد[ كه نمى‌توانيد كسى‌ را پيدا كنيد كه هديه­ شما را بپذيرد، يا زكات مال را قبول كند. همه مردم به آنچه خدا از فضلش به آن‌ها روزى داده، مستغنى و بى‌نياز مى‌شوند (مجلسي، 1404ق: ج 52، ص 337).
از ديدگاه اسلام حتي اگر رشد اقتصادي پايدار،‌ كاهش نابرابري، و حذف فقر تحقق يابد، ولي مصرف در نظام اقتصادي متعادل نباشد، عدالت اقتصادي تحقّق نيافته است. سرزنش مترفين، مسرفين، و مبذّرين در قرآن كريم و سنت معصومان‌ عليهم السلام گواه صدق اين مدعاست؛ زيرا اين سرزنش اطلاق دارد و زماني را شامل مي‌شود كه رفاه اقتصادي براي همه فراهم باشد (جهانيان، 1383: ص14).
در جامعه­ مهدوي، حكمت و عقل عملي بشر بر اثر تقوا به تكامل مي‌رسد و مردم به آن روشن‌بيني خاص قرآني مي‌رسند.
امام باقر عليه السلام در روايت ابوخالد كابلى مى‌فرمايد: هنگامى كه قائم ظهور كند، شعاع نورانيت و هدايتش همه بندگان خدا را فرا مى‌گيرد، و عقول مردم متمركز و اخلاقشان به واسطه­ آن امام بزرگوار، كامل مي‌شود (مجلسي، 1404ق: ج 52، ص 336).
رشد معنويت و تربيت جامعه صالح
راهبردهاي ارائه شده از جانب اسلام براي پيشرفت، بر اين اصل تأکيد دارد که برنامه‏ريزى براي تحقق اهداف توسعه و رسيدن به آبادانى دنيا و آسايش همگانى، بايد با توجه به هدف اصلي خلقت ـ يعني تقرّب به خداوند ـ انجام شود.
گسترش دانش و تأمين بهداشت و امنيت و رفاه جامعه وقتى ارزشمند است که در اين چارچوب باشد، نه به قيمت فدا کردن ارزش‏هاى معنوى و از ياد بردن هدف اصلى يعنى سعادت آخرتى. البته اين سخن به‏ معناى بازماندن از دانش و رفاه نيست.چنين هدفي که در اساس توسط پيامبران راستين خداوند به مردم ابلاغ شده، ‌در اثر فاصله گرفتن مردم از تعاليم ناب ‌و نيز حاکميت غاصبانه­ ستم‌گران، به‌تدريج کمرنگ شده و در برخي نواحي به خاموشي گراييده است.
بنابراين حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در گام اول به اين مهم اقدام مي‌نمايد و تربيت انسان‌هايي صالح براي تشکيل نظام جهاني خود را شروع مي‌کند. البته طبيعي است که فلسفه­ انتظار، زمينه­‌ چنين اقداماتي را فراهم کرده و کادرهاي اوليه براي اين کار به وجود آمده‌اند. در جامعه­ مهدوي، صفات رذيله از جامعه رخت برمي‌بندد و زمينه­ گناه و جرايم اجتماعي، اقتصادي و... از بين مي‌رود.
امام صادق عليه السلام در اين باره مى­فرمايد:در عصر حضرت مهدي، خداوند وحدت کلمه پديد مى­آورد و قلوب ناسازگار را با يک‌ديگر الفت مي‌بخشد، و معصيت او در روي زمين، صورت نپذيرد (مجلسي، 1404ق: ج 52، ‌ص 127).
برقراري امنيت و آرامش عمومي
امنيت و آرامش از نعمت­هاي بزرگ الهي، و بستري براي تکامل مادي و معنويِ جامعه­ انساني و رشد اقتصادي است. کرامت­ها و استعدادهاي انسان در جامعه­اي که امنيت ندارد و مضطرب است، شکوفا و بالنده نخواهد شد؛ لذا در حکومت و جامعه­ مهدوي که بايد الگويي براي همه حکومت­هاي اسلامي باشد، امنيّت کامل و همه جانبه حاکم است، و کوچک­ترين ناامني‌اي به چشم نمي­خورد.
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده‌اند:چون قائم ما قيام کند، کينه­ها از دل آدميان بيرون رود و حتي حيوانات نيز با هم سازگارى کنند. در آن روزگار، اگر زني فاصله­ ميان عراق و شام را طي نمايد و با خود طلا و نقره حمل کند، با امنيت از روي سبزه­ها عبور خواهد کرد و از هيچ موجودي نمي­هراسد (مجلسي، 1404ق: ‌ج 52، ص316).
و امام صادق عليه السلام نيز فرمود: وقتي قائم قيام کند، حکومتش را بر اساس عدالت برقرار مي­سازد و ظلم و جور را بر مي­چيند، و جاده‌ها در پرتو وجودش امن و امان مي­شود (مجلسي، 1404ق: ج52، ص338).
در عصر ظهور، به قدري امنيّت و آرامش عمومي در جامعه حاکم مي­شود که به فرموده­ حضرت علي عليه السلام در آن زمان حتي حيوانات درنده و چارپايان با يک‌ديگر در صلح و صفا به­سر مي­برند (همو، ص362).
فقر زدايي و رفاه عمومي
در طول تاريخ، شواهد بسياري وجود دارد که نيازمندي و فقر، باعث دزدي، خون­ريزي، ذلّت و خود فروشي و ده­ها مسايل انحرافي ديگر شده است، و اين مسايل تا زماني که فقر و احتياج هست، به موازات آن خواهد بود. يکي از موفقيّت­هاي جامعه­ مهدوي، اين است که موفّق به حذفِ كامل فقر مي‌شود؛ زيرا سرمايه‌هاى مادى، فوق‌العاده زياد مى‌شود و رشد اقتصادي پايدار، پديد مي‌آيد. در آن دوران امکانات زيادي در اختيار آحاد مردم قرار خواهد گرفت.
در روايتي از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم آمده است:در آن زمان امت من چنان از نعمت برخوردار مي­شوند که هرگز امتي آن چنان از نعمت برخوردار نشده باشد. سر تا سر زمين محصول مي­دهد و هيچ چيز را از آنان دريغ ندارد و اموال انبوه مي­شود. هر کس نزد حضرت آيد و بگويد: «به من مالي بده»، او بي­درنگ مي­گويد: «بگير» (مجلسي، 1404ق: ج51، ص88).
در آن عصر، انسان به جاي اين که از مصرف کالاها و خدمات کمياب بهره­مند شود، به بهره­مندي و کسب رضايت و آرامش خاطر از ناحيه­ي عمل به احکام اسلام، و تعميق فضاي عدالت مشغول مي­شود و مطلوبيت­هاي مربوط را کسب مي‌کند.
امام صادق عليه السلام در توصيف جامعه­ پس از ظهور حضرت حجت عليه السلام مي­فرمايند: ... و يَطلُبُ الرَّجُلُ مِنكُم مَن يصِلُهُ بِمالِهِ ويأخُذُ مِنهُ زَكاتَهُ فَلا يجِدُ أحَداً يقبَلُ مِنهُ ذلِكَ؛ استَغنَي النّاسُ بِما رَزَقَهُمُ اللّه‏ُ مِن فَضلِهِ (مجلسي، 1404ق: ‌ج 52، ص337).... و كسي از شما به دنبال فردي مي‏گردد كه مالش را بستاند و زكاتش را بپذيرد؛ امّا هيچ كس را نمي‏يابد كه چنين كند؛ [زيرا] مردم از رهگذر روزي‏هايي كه خداوند با فزون­بخشي خويش به ايشان عطا فرموده، بي‏نياز شده‏اند.
استخراج منابع زير زميني و منابع ملي
از منابع بسيار مهم ثروت ملّي هر کشور، منابع زيرزميني و گنج­ها و معادن آن کشور است. اين منابع در حقيقت، ثروت­هايي خدادادي است که انسان­ها بايد آن‌ها را صحيح و عادلانه اکتشاف و استخراج كنند.در اين زمينه روايات متعددي وجود دارد که نويد­بخش يک جامعه­ فعال هستند و بيان‌گر اين نکته­اند که استخراج منابع زيرزميني - که عامل مهم ثروت ملي است - و استفاده­ صحيح و عادلانه از آن‌ها، از برنامه­هاي اصلي آن حضرت مي­باشد.
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرموده است:زمين، گنج­هايش را براي او ]حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ‌[ خارج سازد، و اموال بي­شماري بين مردم تقسيم کند (مجلسي، 1404ق: ‌ج 51، ص68).
در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده است:مهدي به کوفه بر مي­گردد و آسمان ملخ­هاي طلايي بر آن‌ها مي­بارد؛ همان ­طور که خداوند در بني اسراييل بر ايّوب پيامبر نيز فرود آورد و او گنج­هاي طلا و نقره و گوهر زمين را بين يارانش تقسيم مي­کند (دواني، 1361: ص1180).
اکتشاف معادن و ذخاير درون ارضي با ابزار کامل و پيشرفته و نيز با اشارات غيبي و ملکوتي آن حضرت و کارگزاران فهيم و قدرتمندش بروز و ظهورِ کامل دارند، و بشرِ آن روز در راستاي رفاه عمومي، از تمام امکانات و ذخاير زميني به بهترين وجه بهره خواهد برد.
ساماندهي و اخذ ماليات
درآمدهاي دولت در هر حکومتي عامل مهمي در پويا شدن تمام شؤونِ حکومتي است. در اسلام، زير بناي اقتصادي محکمي براي حکومت­ها ترسيم شده که اعتقاد و پاي­بندي به آن مي­تواند معضل بزرگ کسري بودجه­هاي دولتي را مرتفع كند.
منابع درآمدي دولت اسلامي عبارتند از: انفال، زکات، خمس، ماليات و عوارض.از جمله اقدامات و برنامه­هاي اقتصادي حكومت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف كه نقش مؤثري در ايجاد رفاه و آسايش اقتصادي و خشكاندن ريشه­هاي فقر و محروميت در كل جهان دارد، اخذ ماليات اسلامي و توزيع عادلانه­ آن، در بين افراد مستمند، عليل و بيمار و مستحق خواهد بود؛ آن­گونه كه در روايات آمده است، مجازات سنگيني در انتظار تاركان پرداخت ماليات اسلامي و مانعان از پرداخت زكات خواهد بود.
در روايتي مي­خوانيم: خون دو كس در اسلام هدر است؛ ولي اين حكم را كسي اجرا نمي­كند، تا قائم قيام كند؛ يكي خون مرد زن­دار زناكار است كه آن حضرت او را سنگسار مي­كند؛ و ديگر، خون كسي است كه از پرداخت زكات خودداري مي­كند؛ مهدي گردن او را خواهد زد (جمعي از نويسندگان، 1411ق: ج4، ص140).
اين برخوردِ سخت، با کسي که زکات نمي­پردازد به آن سبب است که عدم پرداخت زکات، موجب اخلال در چرخه­ اقتصاد حکومت الهي است و اين، با فلسفه­ حکومت مترقّي آن امام در تضادّ آشکار است. در عصر ظهور، ماليات اسلامي به صورت دقيق، جمع­آوري و كاملاً عادلانه توزيع و تقسيم مي­شود و نظام طبقاتي حاكم قبل از ظهور، نابود گرديده، جامعه­اي مبتني بر معيارهاي اسلامي و انساني، به وجود خواهد آمد؛ جامعه­اي كه درآن، با نفي تبعيض و بي‌عدالتي، همه از امكانات رفاهي، بهره­مند خواهند شد.
استرداد ثروت­هاي غصبي
يکي از مهم­ترين عوامل اقتصاد بيمار در جوامع بشري، انباشته شدن ثروت نامشروع در نزد گروهي خاص است. در عصر حکومت مهدوي اجازه داده نمي­شود که از منابع و ثروت­هاي ملّي و نيز سرمايه­هاي خصوصي انسان­ها سوء استفاده شود؛ بلکه با خائنان و غاصبان نيز به شدّت رفتار خواهد شد. طبق روايات، هر چه که تصرّف ظالمانه و غصب کرده باشند را به جايگاه حقيقي خود مسترد مي­نمايد (عسکري، 1360: ج1، ص279).
در آن دوران، اقتصاد سالم و رفع کاستي­ها و ناراستي­ها از آن، در سايه­ اقدامات چندي صورت مي‌گيرد؛ از جمله­ آن‌ها، برخورد جدّي با مفسدان اقتصادي است.
از امام باقر عليه السلام روايت شده است که فرمود:اذا قام قائمُنا اِضمَحلتِ القطائع فلا قطائع (حميَري، 1413ق: ص80).هنگامي که قائم ما قيام کند، قطايع از بين مي­رود؛ به طوري که ديگر قطايعي نخواهد بود.
قطايع، زمين­هايي از اراضي خراجي است كه از راه امتياز، به نزديكان حكام و سلاطين، داده مي­شود و اين گونه بذل و بخشش­هاي خودسرانه، موجب تشكيل طبقه­ ممتاز در جامعه مي­شود.
و امام باقر عليه السلام فرمود:اذا ظَهر القائمُ و دَخل الکوفه... و يَرُدُّ السّوادَ اِلي اَهلِهِ (مجلسي، 1404ق: ج52، ص390). چون قائم قيام کند و وارد کوفه شود... زمين­هاي مصادره شده را به صاحبانش باز مي­گرداند.
پس دولت مهدوي در راستاي استفاده­ صحيح از موهبت­هاي الهي و عمران و آباداني شهرها و کشورها، بي­نيازي و استغناي مردم، کمک به بدهکاران و فقيران، توزيع عادلانه­ امکانات و بيت المال، ايجاد اقتصاد سالم، رونق کشاورزي و دامپروري و... تلاش ويژه­اي انجام مي­دهد.آري؛ حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف با قاطعيت و نظارت دقيق، جريان اقتصادي جامعه­ بشري را سر و سامان مي­دهد، تمام ثروت­ها و ذخاير زيرزميني و روزميني كه در اختيارش قرار مي­گيرد، به صورت عادلانه، تقسيم و توزيع نموده، از فعاليت­هاي خودسرانه و آزمندانه زراندوزان دنياطلب جلوگيري مي‌كند، و از چپاول ثروت­هاي مردمي و مكيدن خون انسان­هاي مظلوم و مستضعف، توسط افراد زالوصفت و فرصت­طلب، جلوگيري نموده، عوامل اصلي فقر، محروميت و كمبود را از ميان بر مي­دارد.
توزيع عادلانه­ي منابع و درآمدها
يکي از کارکردهاي اساسي دولت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تقسيم مساوي منابع و درآمدها و ايجاد عدالت اقتصادي و قسط است؛ «يَملأ الارض قِسطاً و عدلاً» (صدوق، 1363: ج1، ص257).
واژه­ قسط، بيشتر در امر اقتصادي و توزيع اموال بر اساس عدالت اجتماعي بين افراد به کار مي­رود:وَ اِذا قامَ مَهدينا اهل البيت، قَسَّم بِالسَّوية وَ عدل بِالرَّعيه (مقدسي شافعي، 1368: ص40). چون مهدي ما اهل بيت قيام کند، مال را به طور مساوي تقسيم مي­کند و عدالت را در ميان رعيت اجرا مي­نمايد.
حضرت از بخشش­هاي الهي و نعمت­هاي مادي به طور مساوي استفاده خواهد کرد، و بيت المال براي همگان به طور يکسان مصرف خواهد شد:اِذا قام قائِمنا فاِنَّه يقَسِّم بِالسّويه و يعدِلُ في خَلقِ الرَّحمان البرِّ مِنهُم وَ الفاجِر (مجلسي، 1404ق: ج51، ص29). زماني که قائم قيام کند، [اموال را] به طور مساوي تقسيم مي­کند و ميان همه مردم چه نيکوکار و چه بدکار به عدالت رفتار مي­نمايد.
در اين روايت و برخي ديگر، عدالت در کنار مساوات آمده است؛ چرا که بيت المال که حقّ عمومي مسلمين است، بايد به شکل مساوي در ميان آنان تقسيم شود. ويژگي­هاي شخصي و اجتماعي و حتي سابقه­ مبارزاتي و مديريتي هرگز سبب نخواهد شد که سهم بيشتري از بيت المال نصيب کسي شود.
پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: «به مهدي بشارتتان مي­دهم. او به هنگام اختلاف مردمان، از ميان امت من ظهور خواهد كرد و ساكنان آسمان­ها و زمين از او خشنود خواهند شد. او مال را درستِ درست تقسيم مي­كند». مردي پرسيد: «درستِ درست چيست؟» فرمود: «ميان همه به صورت مساوي» (فيض کاشاني، بي­تا: ج4، ص341؛ مجلسي، 1404ق: ج51، ص88).
در حديث ديگري چنين مي­خوانيم: مهدي ميان مردم، در تقسيم اموال، به مساوات رفتار مي­كند؛ به طوري كه ديگر نيازمند و محتاجي يافت نمي‌شود (مجلسي، 1404ق: ج52، ص390).
نکته­ قابل توجه ديگر، اين است که در آن دوران طلايي، امتيازات ويژه­ بي ضابطه و رانت­خواري برچيده خواهد شد. طبيعي است که حکومت و قدرتي که انصاف و عدالت نداشته باشد، افراد نزديک به خود يا باند و جناح مربوط به خود را صالح مي­پندارد، و در صورت وجود امتيازات ويژه، بيشتر آن را در ميان افراد خود تقسيم مي­کند.
امام باقر عليه السلام فرمود: إذا قامَ يُبطِلُ ما کانَ في الهُدنَةِ مِمّا کان في اَيدِي النّاس وَ يَستَقبِل بهمُ العَدل (طوسي، 1405ق: ج6، ص154).
زماني که ]حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ‌[ قيام کند، آنچه را كه در عصر جاهليت و آرامش و تن آسايي در اختيار مردم بود، باطل مي­كند و با مردم به عدل رفتار مي‌نمايد.
رونق بخشيدن به کشاورزي
زراعت و کشاورزي از منابع مهمّ ثروت ملّي و از موارد اساسي پاسخ‌گويي به نيازهاي مادي جامعه و از وسايل تأمين مواد غذايي در جهان انسان و حيوان است. خداوند، آب و خاک را در اختيار انسان قرار داده است تا از امکانات و برکات زمين بهره گيرد؛ اما با اين وجود، انسان­هاي زيادي هستند که از گرسنگي رنج مي­برند.يكي از بخش­هايي كه در حكومت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف دگرگوني شايان توجه مي‌يابد، بخش كشاورزي و دامداري است. پيش از ظهور حضرت، مردم دچار كمبود باران و خشك­سالي مي­شوند.
اما در حكومت مهدوي دگرگوني شگفت­انگيزي رخ مي­دهد؛ به گونه­اي كه گويي محصول ده­ها سال را در يك روز گِرد مي­آورند.بنا بر روايات متعددي که در متون ديني ما وجود دارد، سبزه­ها و درختان همه جا را مي­پوشاند، ميوه­ها فراوان مي­شود و محصولات کشاورزي رونق بسياري مي­يابند.
در حديثي از اميرالمؤمنين عليه السلام راجع به عصر ظهور مي­خوانيم: انسان در عصر حاكميت جهاني حضرت مهدي، هرآنچه از انواع دانه­هاي زراعي بر زمين بيفشاند، هفتصدبرابر، برداشت مي­كند؛ همان­گونه كه خداي متعال در قرآن كريم فرموده است: «مثل آنان كه مالشان را در راه خدا انفاق كنند، به مانند دانه­اي است كه از يك دانه، هفت خوشه برويد و در هر خوشه­اي صد دانه باشد، و خداوند براي هركس كه بخواهد، مي­افزايد» (مقدّسي شافعي، 1368: ص211).
نيز پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:تعطي السَّماءُ قَطرها، و الشَّجَرُ ثَمَرَها، و الارضُ نباتَها، و تتَزيَّنُ بأهلِها (جمعي از نويسندگان، 1411ق: ج5، ص83).در روزگار حکومت مهدي عليه السلام آسمان، بارانش را، درخت ميوه­اش را، و زمين گياهش را نثار مي­کند، و براي اهل زمين خود را مي­آرايد.
در روايت ديگري نيز فرمود:تخرجُ الارضُ نباتَها و يعطِي المالَ صِحاحاً (مجلسي، 1404ق: ج51، ص81).زمين همه نباتات خود را مي­روياند، و مال را بين مردم به­درستي تقسيم مي­کند.
و همو فرمود: خداوند از آسمان باران فراوان مي­فرستد، و زمين هيچ روييدني را در دل خود نگه ­نمي­دارد، مگر آنکه بيرون مي­ريزد (مجلسي، 1404ق، ج51، ص81).
يکي از اقدامات ديگر حضرت، دستور به حفر آب­راه­ها و نهرها است؛ براي نمونه، امام باقر عليه السلام فرموده است: [آن حضرت] دستور مي­دهد که از پشت حرم امام حسين عليه السلام نهري حفر کنند تا کربلا را به نجف متصل نمايد. آن‌گاه پل­هايي روي آن و آسياب­هايي در کنار آن نهر مي­سازند. گويي با چشم خود مي­بينم که پيرمردان گندم­ها را روي سر خود حمل کرده، در اين آسياب­ها به طور مجاني آرد مي­نمايند (مجلسي، 1404ق: ج52، ص331).
عمران و آباد کردن زمين
عمران و آباداني زمين به عنوان اصل اساسي در سيستم اقتصادي حکومت حضرت مهدي عليه السلام و يکي از کارکردهاي دولت آن حضرت است. امکانات صنعتي، تخصص­هاي مربوطه، منابع آب و زمين­هاي مستعد، به شکل کامل و همه جانبه به کار گرفته مي­شود، و بنا بر آموزه­هاي روايي حتي يک وجب از زمينِ قابل کِشت، و تمام قابليت­هاي بالقوّه ارضي، به بروز فعلي مي­رسد. باران مي­بارد و زمين بذرش را خارج مي­سازد (مجلسي، 1404: ج52، ص332).
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: در زمان پسرم مهدي، آسمان به طور کامل بر امّت او مي­بارد، و زمين چيزي از روييدني­هاي خود را پنهان نمي‌كند (مجلسي، 1404: ج51، ص78).
دستور و برنامه­هاي امام نيز در حديثي از امام صادق عليه السلام اين گونه توصيف شده است:«يَأمُرُهُم بِعِمرانِ المُدُن»؛ ]به کارگزاران خود در تمامي بلاد[ دستور مي­دهد که شهرها را آباد سازند (سليمان، 1405ق: ج2، ص 65).
در دعاي شريف عهد آمده است: «وَ اعمُرِ اللّهمَّ بِهِ بِلادَک»؛ پروردگارا! شهرهاي خود را به وسيله­ي او آباد کن.و نيز امام باقر عليه السلام فرمود: فَلا يبقي في الارض خَرابٌ اِلاّ عمر(مجلسي، 1404ق: ج52، ص191).و روي زمين نقطه­ي ويراني نمي­ماند، جز اينکه آباد مي­شود.
همو فرمود: در آن زمان خانه­هاي کوفه به نهر کربلا متصل مي­شود (مجلسي، 1404ق: ج52، ص331).
از روايات، اين نکته هم قابل توجه است که در عصر ظهور، آن امام، مشکل بزرگ مسکن را نيز با آباداني گسترده­اي که انجام مي­دهد، حل خواهدکرد؛ و زمين­هاي خشک و سوزان و بيابان­هاي بي آب و علف احيا و آباد مي­شود، و به صورت خانه­هاي زيبا و باغ­هاي باشکوه در مي­آورند که يک نمونه­ آن، گسترش شايسته­ خانه­هاي کوفه تا نهر کربلا مي­باشد؛ آن هم با آن مسافت بسياري که ميان آن دو شهر است.
بهداشت و درمان
نظر به اينکه زيربناي اصلاح در هر جامعه­اي، سالم سازي بهداشتي آن جامعه در ابعاد فردي و عمومي است، در حکومت مهدوي به اين مهم توجّه جدّي مبذول مي­شود، و اين سياست اصولي بهداشت در درجه­ اول، برگرفته از مبناي اساسي اسلامي است که بر مسأله­ نظافت و پاکيزگي و بهداشت و درمان تأکيد بسيار دارد و بر امور پزشکي، درماني، پيش‌گيري­هاي لازم، در خوراک و خواب، رعايت دقيق نظافت و بهداشت، رسيدگي به بيماران و مانند آن توجه خاصي كرده است.
امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايد: إذا قام القائم، أذهب الله عن كلّ مؤمن العاهة و رَدّ إليه قوَّته (مجلسي، 1404ق: ج52، ص231). زماني كه قائم قيام كند، خداوند، بيماري را از هر مؤمني مي‌برد و نيرويش را به او برمي‌گرداند.
حفظ محيط زيست
در روزگار ما که ويران‌گري در طبيعت و تخريب محيط زيست، سلامت کره­ زمين را به خطر انداخته، فرهيختگان و انسان­هاي دلسوز آرزومندند که زماني شاهد زميني خرّم، پاک و به دور از آلودگي­ها باشند.
اميرالمؤمنين عليه السلام در تفسير آيه­ 54 سوره­ مائده مي­فرمايد:تعمر الارض و تصفوا و تزهوا بمهديها (جمعي از نويسندگان، 1411ق: ج5، ص60).در روزگار قيام مهدي عليه السلام زمين آباد و پاک مي­شود و به او مي­بالد.
آيات و روايات، ضمن توجه دادن به مظاهر طبيعي و احترام آنان، بشر را تشويق به حفاظت از منابع موجود در طبيعت و استفاده صحيح از آن‌ها کرده و هر گونه بهره برداري ناروا، اعم از اسراف و اتلاف و تضييع حقوق ديگران ـ اعم از نسل‌هاي فعلي و بعدي ـ را نهي کرده است.در زمان حضرت، مردم از نظر معنوي رشد مي‌کنند و گرد معصيت خداوند نمي‌گردند؛ بنابراين در استفاده از منابع زياده‌روي نخواهند کرد.‌
همچنين اتلاف اين ثروت‌ها نيز توسط آنان صورت نمي‌گيرد. آلوده‌سازي محيط، تضييع حق ديگران بوده، حرام شمرده مي‌شود.اجراي همه جانبه عدالت و از جمله عدالت بين نسلي اقتضا مي­کند که در استفاده از منابع ـ خصوصاً منابع پايان‌پذير ـ مصالح نسل‌هاي بعد نيز در نظر گرفته شود و در مصرف منابع زياده‌روي نشود. همچنين آلود‌ه‌سازي محيط و تحميل هزينه‌هاي اجتماعي بر ديگران، با عدالت سازگار نيست و در آن زمان رخ نخواهد داد.منابع تجديد شونده ـ همانند پرندگان و ماهي‌ها ـ زياد خواهند شد؛ ضمن اينکه استفاده بي‌رويه از اين منابع، صورت نخواهد گرفت.
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي­فرمايد: در زمان ظهور او،‌ زايش پرندگان در لانه‌ها و ماهي‌ها در درياها زياد مي‌شود؛ رودها گسترش مي‌يابد، چشمه‌ها مي‌جوشد و زمين، دو برابر محصول مي‌دهد (مجلسي، 1404ق: ج52، ص354).
گسترش علم و دانش، موجب مي‌شود راه‌هاي استفاده­ بهينه از منابع زيست محيطي شناخته شود و فرايندهاي توليدي تخريب ‌کننده محيط زيست کنار گذاشته شود. با اين اوصاف،‌ محيط زيست در محور ديگرش، يعني پرهيز از آلوده‌سازي محيط نيز محقق خواهد شد.
نتيجه
از مجموع آيات و روايات درخصوص عصر ظهور، به اين باور و استنباط مي­رسيم كه با حاكميت نظام عدالت گستر امام زمان عليه السلام و نزول بركات آسمان و فراواني برکات زمين و نيز نظارت دقيق بر امور اقتصادي، معضل بزرگ فقر و محروميت ـ كه مؤثرترين عامل در بروز ناهنجاري اجتماعي به حساب مي­آيد ـ از جامعه­ بشري برچيده خواهد شد. همچنين با ايجاد رفاه و آسايش عمومي، پديده‌هاي دزدي، تجاوز، بي­عفتي، رشوه و اختلاس كه مولود ناميمون فقر و تهيدستي، و محصول سيستم­هاي غلط مديريتي و برخي نظام­هاي ظالم و سرمايداري است، از بين مي‌رود و ترس، نگراني، اضطراب و ناامني، جايش را به محيط صلح، صفا صميميت و امنيت خواهد داد. اقتصاد جامعه در حدّ کامل رونق مي­يابد، و تمام ظرفيت‌هاي اقتصادي دنيا به کار گرفته مي­شود. دولت مهدوي در جهت استفاده­ صحيح از موهبت­هاي الهي و عمران و آباداني شهرها و کشورها، بي­نيازي و استغناي مردم، کمک به بدهکاران و فقيران، توزيع عادلانه­ امکانات و بيت المال، ايجاد اقتصاد سالم، رونق کشاورزي و دامپروري و... تلاش ويژه­اي انجام داده، موفقيت­هاي بي­نظيري را به دست خواهد آورد.

كتابنامه
1. قرآن کريم
2. آمدي تميمي، عبدالواحد، غُرَر الحِکم، اول، بيروت: مؤسسة الاعلمي، 1407ق.
3. احمدي، محمدرضا، تبيين شاخص­هاي توسعه­ انساني از ديدگاه اسلام (با تأکيد بر قرآن کريم)، پايان‌نامه­ دکتري، بي­جا،1387.
4. اِربلي، علي بن عيسي بن ابي الفتح، کشف الغُمّة، تبريز: مکتب بني هاشمي، 1381ق.
5. جمعي از نويسندگان، به اشراف علي کوراني، معجم احاديث الامام المهدي عليه السلام ، اول، قم: بنياد معارف اسلامي، 1411ق.
6. جهانيان، ناصر، جهاني سازي، عدالت اقتصادي و مهدويت، فصلنامه انتظار موعود، ش14، زمستان 1383ش.
7. حاکم نيشابوري، ابو عبدالله، المستدرک علي الصّحيحين، بيروت: دار المعرفة، 1418ق.
8. حرّ عاملي، محمد بن حسن، اثبات الهداة، سوم، تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1366ش.
9. حرّ عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، ششم، تهران: مکتبة الاسلاميّه، 1403ق.
10. حميَري، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، اول، بيروت: مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، 1413ق.
11. خامنه­اي، سيدعلي، بيانات در ديدار استادان و دانشجويان کردستان، پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي خامنه­اي27/2/1388.
12. خلعتبري، فيروزه، توسعه­ اقتصادي ايران، بي­جا، بي­نا، 1385ش.
13. دواني، علي، مهدي موعود، بيستم، تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1361ش.
14. زاكس، ولفگانگ، نگاهي نو به مفاهيم توسعه، اول، تهران: مرکز نشر، 1377ش.
15. سليمان، كامل، روزگار رهايى، تهران: آفاق، 1405ق.
16. صدوق، محمد بن علي بن الحسين بن بابوِيه، کمال الدّين، قم: انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1363ش.
17. طوسي، محمد بن حسن، تهذيب الاحکام، بيروت: دار الاضواء، 1405ق.
18. طوسي، محمد بن حسن، کتاب الغيبة، اول، قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1386ش.
19. عسکري، نجم الدّين جعفر بن محمد، المهدي الموعود المنتظر، تهران: مؤسسة الامام المهدي، 1360ش.
20. فيض کاشاني، ملا محسن، المحجة البيضاء، قم: انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم، بي­تا.
21. قرشي، سيد علي اکبر، قاموس قرآن، اول، تهران: دار الکتب الاسلاميه، 1352ش.
22. کليني، ابي جعفر محمد بن يعقوب، الاصول من الکافي، بيروت: دار الاضواء، 1405ق.
23. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت: مؤسسة الوفاء، 1404ق.
24. مسعود، جبران، الرائد (فرهنگ الفبايي)، دوم، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوي، 1376ش.
25. مقدّسي شافعي، يوسف بن يحيي، عقد الدُّرَر، سوم، قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1386ش.
26. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، چهاردهم، تهران: دار الکتب الاسلاميه، 1373ش.

مجله علمی ترویجی انتظار موعود، شماره 35
کلیه حقوق این سایت برای ایجاد کننده محفوظ است.

دیدگاه ها

خیلی عالی بود

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .