فوايد امام غايب چيست؟

امامي که غايب است و مردم به آن دسترسي ندارند فايده اش چيه؟

:
فوايد امام غايب چيست؟

امام واسطه ي فيض الهي است و او است که رابط ميان علام مادي و ربوبي است، اگر امام در روي کره ي خاکي نبود نوع انسان منقرض مي گشت و اگر او نباشد خداوند به حد کامل شناخته نمي شود و در نتيجه عبادت نمي شود و رابطه ي بين عالم مادي و دستگاه آفرينش قطع مي شود .

قلب مقدس امام است که به منزله ي ترانسفورماتوري است که جريان برق کارخانه را به ميليون ها لامپ مي رساند ، امام قلب عالم وجود و رهبر و مربي نوع انسان ها است .

در همين راستا روايتي از امام سجاد (ع) است که حضرت مي فرمايند : از روز ي که خداوند متعال آدم را خلق کرد تا کنون هيچگاه زمين از حجت خدا خالي نبوده است ولي آن حجت گاهي ظاهر و مشهود بوده است و گاهي پنهان و غايب . و زمين تا قيامت از حجت خدا خالي نخواهد ماند .

از حضرتش سوال شد : چگونه مردم از امام غايب نفع مي برند ؟ فرمود : همان گونه که از خورشيد پس ابر منتفع مي گردند .(1) در احاديث متعددي که پيرامون فلسفه و فايده ي امام در دوران غيبت به ما رسيده است فوايد گوناگوني را براي ما عنوان فرموده اند که ما در اينجا به برخي ار آن ها مي پردازيم .

1. امام غايب واسطه ي فيض و امان اهل زمين است .

از پيامبر اکرم (ص) سوال شد وجود مهدي (عج) در عصر غيبت چه فايده اي دارد ؟ حضرت فرمودند : به خداوندي که مرا به پيامبري مبعوث فرموده است ، مردم از وجئد آن امام غايب منفعت مي برند و از نور ولايتش در طول غيبتش بهره مي گيرند ، چنانچه ار آفتاب پشت ابر استفاده مي کنند .(2) و خود وجود نازنين حضرت ولي عصر (عج) فرموده اند همانگونه که مردم از خورشيد پشت ابر بهره مند مي شوند از من در زمان غيبتم بهره مند مي شوند و همانا من سبب آرامش و امنيت مرده روي کره ي زمين هستم چنانچه ستارگان امان اهل آسمان باشند .(3)

2. اثر اميد بخشي به انسانها

ايمان و اعتقاد به امام غايب سبب اميدواري مسلمانان به آينده پر مهر و درخشان خويش در عصر ظهور محبوب و امامشان مي گردد. جامعه ي شيعي طبق اعتقاد خويش به وجود امام شاهد و زنده همواره انتظار بازگشت آن يار سفر کرده که صد قافله دل همراه اوست را مي کشد . شيعه هر چند آن محبوب را در ميان خود نمي بيند اما خود را نتها و جداي از او هم نمي داند . و ما اين گونه اعتقاد داريم که امام غايب (عج) همواه مراقب حال و وضع شيعيان خويش مي باشد و همين مساله باعث مي شود که ما پيروانش به اميد لطف و عنايت حضرتش براي رسيدن به يک وضع مطلوب تلاش کنيم و در انتظار آن منتظر بسر بريم ، چنانچه خود حضرتفرمودهاند : ما در رسيدگي و سرپرستي شما کوتاهي نمي کنيم و ياد شما را از خاطر نمي بريم ،پس تقواي الهي پيشه کنيد و ما را ياري کنيد تا از فتنه اي که بهشما روي روي مي آورد شما را نجات دهيم.(4)

3. حافظ دين خدا

حضرت علي (ع) در اين رابطه مي فرمايند به برکت آن امام گروهي از مردم براي دفاع از دين و در هم کوبيدن فتنه ها آماده مي شوند چنانچه شمشير و تير به دست آهنگر تيز مي گردد.چشم آن ها به واسطه ي قرآن روشن است ، تفسير و معاني قرآن در گوششان گفته مي شود و شب ئ روز از جام حکمت و علوم الهي سيراب مي شوند. (5)

منابع و مدارک ارجاع داده شده:

ينابيع الموده / ج2/ ص 217
قندوزي حنفي / ينابيع الموده/ ج3 / ص170
صدوق / کمال الدين / ص 485
احتجاج طبرسي / ج2 / ص497

دیدگاه ها

سایت خوبی است که به سوالات دانشجویان جواب می دهد

متاسفانه جواب اصلا قانع کننده نبود

Member since:
28 تیر 1389
Last activity:
1 روز 12 ساعت

از زماني كه سخن از غيبت حجت خدا از زبان پيامبر مطرح شد، اين سؤال نيز ذهن انسان را به خود مشغول كرد كه «در صورت غيبت، فلسفه‌ي وجودي امام چه خواهد بود؟ امام چه نقش و تأثيري در زندگي انسان خواهد گذاشت؟ و آدمي چگونه از امام غايب نفع مي‌برد و از او كسب فيض مي‌كند؟»
وجود مقدس پيامبر(ص) در پاسخ به سؤال جابر بن عبدالله انصاري درباره انتفاع انسان‌ها از امام غايب فرمود: «اي و الذي بعثني بالنبوة انهم يستضيئون بنوره و ينتفعون بولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس و ان تجللها سحاب؛ آري! قسم به خدايي كه مرا به نبوت برگزيد! به درستي كه آنان طلب روشنايي مي‌كنند به نور او و در دوران غيبت‌اش به ولايت او نفع مي‌برند، مانند انتفاع مردم از خورشيد، هر چند ابر آن را پوشانده باشد».(كمال الدين، ج1، ب23، ح3).
نظير اين تشبيه و تعبير، از خود حضرت ولي عصر(ع) نير بيان شده است: «و اما وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالانتفاع بالشمس اذا غيبتها عن الابصار السحاب؛ اما كيفيت انتفاع از من در غيبت‌ام، مانند انتفاع از خورشيد است، زماني كه ابر آن را از ديدگان پنهان مي‌كند»(كمال الدين، ج2، ب45، ح4).
در مقام تبيين اين تشبيه، گفته شده است كه همان گونه كه خورشيد، محور منظومه شمسي است و سيارات از جمله زمين، در حركتي منظم، دور آن مي‌چرخند و اگر خورشيد را بردارند، اين نظام در هم پيچيده مي‌شود، جايگاه امام نيز چنين است و بقاي عالم انساني و به تبع آن عالم ما سوي الله، به وجود امام است و اگر حجت نباشد، نظام انساني در هم پيچيده شده و پايان عمر جامعه انسان‌ها فرا مي‌رسد. امام باقر(ع) فرمود: «لو بقيت الارض بغير امام لساخت؛ اگر زمين، از امام خالي شود و بدون امام باشد، اهلش را فرو مي‌برد و نابود مي‌كند»(اصول كافي، ج1، ص179).
همان‌گونه كه حرارت و نور خورشيد، حتي از پشت ابر نيز به زمين مي‌رسد و باعث روشنايي و گرماي مناسب زمين مي‌شود و حيات موجودات، ممكن پذير مي‌شود، بركات امام نيز هر چند ايشان در پشت پرده غيبت است، به انسان‌ها مي‌رسد و جامعه انساني از وجود شريفش بهره‌مند مي‌شود.
مناسب است درباره اثرات وجودي امام، كامل‌تر صحبت شود، به نظر مي‌آيد، آثار وجودي امام و حجت خدارا مي‌توان به سه گروه تقسيم كرد:
ـ آثاري كه بر اصل وجود امام در عالم هستي مترتب مي‌شود، چه امام ظاهر باشد و چه غايب؛
ـ آثاري كه بر افعال امام مترتب مي‌شود، چه امام ظاهر باشد و چه غايب؛
ـ آثاري كه بر وجود امام ظاهر مترتب مي‌شود.

اولين اثري كه بر وجود امام مترتب است، اين كه امام، واسطه فيض الهي بر مخلوقات است و فيض الهي، به واسطه‌ي ايشان بر بندگان نازل مي‌شود. واسطه فيض بودن، دو گونه قابل تصور است:
الف. نظام جهان اساس اسباب و مسببات است و هر پديده‌اي از راه سبب و علت، ايجاد مي‌شود. در رأس اين سلسله اسباب، وجود مقدس حجت خدا است. به اين بيان كه در فلسفه ثابت شده كه ميان علت و معلول، سنخيت لازم است. مخلوقات مادي و حتي مجردات، به علت ضعف وجودي، نمي‌توانند مستقيماً از خداوند كه در نهايت شدت وجود است، پديد آيند. لذا لازم است اول معلول، از لحاظ شدت وجودي، به گونه‌اي باشد كه بتواند صادر از خدا باشد. بنابراين، بايد معلول اولي باشد كه دو حيث دارد: يكي آن كه داراي شدت وجودي است تا معلول مستقيم خدا باشد و دوم آنكه مي‌تواند جهت كثرت داشته باشد و به واسطه‌ي او، مخلوقات ديگر پديد آمده و از فيض وجود بهره برند. پس در واقع، فيض و خلقت اصلي، واسطه و صادر اول است و فيض خدا، از طريق او و در امتداد وجود او به كاينات مي‌رسد. در عرفان نيز ثابت شده كه نحوه وجودي خداوند، به گونه‌اي است كه فيضان وجود و پيدايش موجودات گوناگون، نياز به واسطه دارد. در عرفان به اين واسطه يا اول مخلوق، انسان كامل و قطب مي‌گويند.
ب. نظام جهان بر اساس هدف و غايتي خلق شده است و تا زماني كه غايت از اين نظام و هدف آن پابرجا است، نظام نيز به وجود خود ادامه مي‌دهد. هدف از خلقت عالم، امكان حياط انسان است و هدف از خلقت آدمي، عبادت و عبوديت است. عبادت و عبوديت كامل كه همراه با معرفت كامل است، فقط از طريق امام و حجت خدا تحقق مي‌يابد. پس تا زماني كه امام هست، هدف از خلقت نيز باقي است و لذا در سايه وجود او نظام هستي پا برجا است.
بنابراين، امام، واسطه فيض است و به واسطه‌ي او، فيض به عالم هستي مي‌رسد و به واسطه او، عالم وجود باقي است، چه امام ظاهر باشد و چه غايب.

روايت معروفي از وجود مقدس پيامبر صادر شده كه «جعل الله النجوم امانا لاهل السماء و جعل اهل بيتي امانا لاهل الارض؛ خداوند قرار داد ستارگان را امان براي اهل آسمان و قرار داد اهل بيت‌ام را امان براي اهل زمين».(بحار، ج27،ص 308، ب8).
نظير اين تعبيير، از وجود مقدس امام زمان(ع) نيز صادر شده است كه: «انا خاتم الاوصياء و بي يدفع الله عزوجل البلاء عن اهل بيتي و شيعتي؛ من آخرين اوصيا هستم و به واسطه من، دفع مي‌كند خدا، بلا را از خاندان و شيعيان‌ام».(كمال الدين، ج2، ب43، ح12)
به نظر مي‌آيد مراد از بلا عذاب‌هايي باشد كه به خاطر اعمال ناشايست انسان‌ها بايد نازل مي‌شد، ولي به جهت آنكه وجود مقدس حجت خدا در ميان مردم است، عذاب دفع مي‌شود. خداوند، به پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم؛ و خداوند آنان را عذاب نمي‌كند در حالي كه تو در ميانشان هستي».(انفال/33)
بنابراين يكي از آثار وجودي امام، دفع بلا است. البته از روايات استفاده مي‌شود دايره دفع بلا، براي سه گروه بوده و داراي وسعت و ضيق است: دفع بلا از اهل زمين؛ دفع بلا از امت اسلام؛ دفع بلا از شيعه و نزديكان.
از امام باقر(ع) در حديث نسبتاً بلندي نقل شده است كه پيامبر فرمود: «النجوم امان لاهل السماء و اهل بيتي امان لاهل الارض ... و اذا ذهب اهل بيتي اتي اهل الارض ما يكرهون .... بهم يمهل اهل المعاصي و لا يجعل عليهم بالعقوبة و العذاب ... ؛ ستارگان، امان‌اند براي اهل آسمان و اهل بيت من امان‌اند براي اهل زمين ... و زماني كه اهل بيت‌ام بروند، مي‌آيد اهل زمين را از آنچه كراهت دارند ... به واسطه‌ي آنان، اهل عصيان، مهلت داده‌ مي‌شوند و مورد عقوبت و عذاب واقع نمي‌گردند».(بحار، ج23، ص19، ح14).
به هر حال بايد دانست كه امام، تجلّى رحمت و بخششگرى خداوند بر روى زمين است و در هر حالى نعمت و بركت است ؛ چه آشكار باشد چه پنهان.
پس اصل وجود خود حجت و خليفه الهى، فايده و بهره سرشارى است كه هميشه و در هر حال بايد سپاس گزار آن بود.
امام كاظم‏عليه السلام درباره آيه «و اَسبَغَ عليكم نعمَه ظاهرة و باطنة» فرمود : «نعمت ظاهر، امام آشكار و نعمت باطن، امام غايب است كه جسمش از ديده‏هاى مردم پنهان است. گنج‏هاى زمين برايش پديدار مى‏گردد ... هر راه دورى برايش نزديك مى‏شود».(5)
.
يك رهبر بزرگ آسماني، خواه پيامبر باشد يا امام، علاوه بر تربيت تشريعي ـ كه از طريق گفتار و رفتار و تعليم و تربيت عادي صورت مي گيرد ـ يك نوع تربيت روحاني نيز دارد، كه از راه نفوذ معنوي در دل ها و فكرها اعمال مي شود و مي توان آن را ولايت معنوي نام گذاشت . در آنجا الفاظ و كلمات و گفتار و كردار كار نمي كند، بلكه تنها جاذبه و كشش دروني موثر است.

وجود مبارك امام زمان (ع) در پشت ابرهاي غيبت نيز، اين اثر را دارد كه از طريق شعاع نيرومند و پردامنه «نفوذ شخصيت» خود، دل هاي آماده را در نزديك و دور، تحت تاثير جذبه مخصوص قرار داده، به تربيت و تكامل آنها مي پردازد و از آنها انسان هايي كامل تر مي سازد. ما قطب هاي مغناطيسي زمين را با چشم خود نمي بينيم، ولي اثر آنها روي عقربه هاي قطب نما، در درياها راهنماي كشتي هاست و در صحراها و آسمان ها راهنماي هواپيماها و وسائل ديگر است. در سرتاسر كره زمين، از بركت اين امواج، ميليون ها مسافر راه خود را به سوي مقصد پيدا كرده، با وسائل نقليه بزرگ و كوچك بفرمان همين عقربه ظاهراً كوچك از سرگرداني رهائي مي يابند.
وجود مبارك امام ـ صلوات الله عليه ـ در زمان غيبت با امواج جاذبه معنوي خود، افكار و جان هاي زيادي را كه در دور يا نزديك قرار دارند، هدايت مي كند، و از سرگرداني رهائي مي بخشد. البته نبايد فراموش كرد كه امواج مغناطيسي زمين، روي هر آهن پاره بي ارزشي اثر نمي گذارد، بلكه روي عقربه هاي ظريف و حساسي كه خاصيت آهنربائي يافته اند و يك نوع سنخيت و شباهت با قطب فرستنده امواج مغناطيسي پيدا كرده اند، اثر مي گذارند. همينطور دلهائي كه راهي با امام عليه السلام دارند و شباهتي را در خود ذخيره نموده اند، تحت تاثير آن جذبه روحاني قرار مي گيرند.

از طرف ديگر امام واسطه فيض است . بايد در ميان بشر همواره فرد كاملي موجود باشد كه تمام كمالات انساني ممكن، در او به فعليت رسيده و در ضمن با عالم ربوبي ارتباط داشته باشد(تا ارتباط بين عالم غيب و نوع انسان محفوظ بماند) كه اگر چنين برگزيده اي در ميان بشر نباشد؛ حركت تكاملي افراد بي غايت و بدون هدف خواهد بود. بر اساس آيات قرآني (آيات 30 و 213 سوره بقره)، پروردگار در نظام خلقت و نيز قانون گذاري و ديانت، ائمه و حجت هاي خودش را خليفه روي زمين قرار داده و آنان را مجراي بهره وري ها و فيض عام و خاص براي مردم ساخته و تمام اسماي الهي را به ايشان آموخته است «وً عًلًّمً آدًمً الأًسْماءً كُلًّها» تا اينكه به اذن او ، همچون خودش در همه چيز تصرف و دخالت كنند و جانشيني او و عهده دار امور زمين و مردم باشند و چنين است كه اگر حجت و خليفه خدا در زمين نباشد ، خاك هستي مردم را در خود خواهد كشيد. بايد دانست كه خداوند متعال، با اسما و صفات عاليه اش، همه چيز و همه پديده ها را آفريده و خود عهده دار تمام امور آنها است. هستي همه آنها، وابسته به او است و هرگونه اراده كند، در انها دخل و تصرف مي كند... اما بناي ذات مقدسش بر اين است كه امور خلقت مادي را، فقط از طريق اسباب مادي ـ و بدون دخالت مستقيم و يا بي واسطه ـ اداره كند و از جمله اسباب براي اصلاح امور ظاهري و باطني مردم،‌پيامبران و جانشينان آنان ـ به خصوص امامان معصوم ـ هستند. امام صادق (ع) مي فرمايد:«خداوند ناپسند و ناخوش مي دارد كه امور عالم را جز با اسباب و وسايط اداره كند ؛ از اين رو براي هر چيزي سببي قرار داده است و براي هر سبب گسترده و ميدان قدرت نفوذي قرار داده و براي هر نشانه اي، پشتگاه و راه ورودي گويا ـ و خواننده به حق ـ مقرر فرموده است. هر كه او را بشناسد ـ و به رسميت بپذيرد ـ خدا را شناخته و هركه او را انكار كند، خدا را انكار كرده است. آن بارگاه و راه ورود، رسول الله و ما هستيم». پس اگر امامان معصوم ـ و در عصر حاضر امام زمان (عج) ـ عناصري خاكي نبودند و امور عالم خلقت ـ ازجمله زمين و ساكنان آن ـ را بر عهده نمي گرفتند؛ امور زمين و مردمش از هم مي پاشيد. بنابراين بايد واسطه بين آفريننده و پديده هاي مادي، كسي باشد كه داراي خلقت مادي و جسماني و علاوه بر آن داراي درجه اي از شرافت معنوي باشد كه شايستگي ارتباط بين آفريننده و آفريدگان را احراز كند و چنين افرادي جز خلفاي ذات مقدس پروردگار (پيامبران و جانشينان آنان) كسي نمي تواند باشد.

حال مى‏توان فوايد و آثار وجودى امام غايب را چنين دسته بندى كرد:

يك. آثار و فوايد دينى و باطنى :
1-1. هدايت باطنى صالحان و شايستگان‏
يكى از ابعاد وجودى امام غايب، امر هدايت انسان‏ها است. هدايت و راهيابى آنان و طى مدارج عالى انسانى و رسيدن به كمال و تعالى جز در پرتو وجود و حضور امام ممكن نيست و بى عنايات و تفضّلات او، تشخيص و ترسيم راه صحيح و مستقيم امكان ندارد. بر اين اساس، امام زمان(عج) به شكل‏هاى مختلف و اثر گذار، زمينه‏هاى رشد و بالندگى روحى و معنوى انسان‏ها را فراهم مى‏كند و هادى و راهنماى آنان است.
2-1. دفاع از اسلام و پاسدارى از دين‏
امام غايب، نگهدارنده اصالت و اعتبار دين و حافظ اسناد ايين الهى است تا دلايل الهى و نشانه‏هاى روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموش نگرايد. با گذشت زمان و آميختن سليقه‏ها و افكار شخصى به مسائل مذهبى و گرايش‏هاى مختلف به سوى برنامه‏هاى ظاهر فريب مكتب‏هاى انحرافى و دراز شدن دست مفسده جويان به سوى مفاهيم آسمانى، اصالت پاره‏اى از اين قوانين از دست مى‏رود دستخوش تغييرات زياد بخشى مى‏گردد. با اين حالى بايسته است كه در ميان جمع مسلمانان، كسى باشد كه مفاهيم فناناپذير تعاليم اسلامى را، در شكل اصليش حفظ و براى آيندگان نگه دارى كند.(6) در روايتى از پيامبر اكرم آمده است : «لا يزال هذا الدين قائماً حتّى كيون عليكم اثنا عشر خليفه»(7) ؛ «اين دين از بين نمى‏رود تا زمانى كه براى شما، دوازده خليفه (امام) است».
بر اساس يكى از خطبه‏هاى نهج البلاغه امام عصر، در زمان غيبت براى پيشرفت و عظمت اسلام و حل و فصل امور اساسى مسلمانان تا سر حدّ قدرت مى‏كوشد و اساس اسلام را حفظ مى‏كند. امام على‏عليه السلام فرمود : «مردم از جاده حقيقت معرف شده، به چپ و راست مى‏روند ؛ در راه‏هاى گمراهى قدم مى‏زنند و طرق هدايت را، رهاكرده‏اند. پس درباره آنچه شدتى است و در انتظارش هستيد، تعجيل نكينيد و چيزى را كه به زودى واقع مى‏شود، دير مشماريد. چه بسا، كسى كه در موضوعى تعجيل مى‏كند، ولى وقتى به آن رسيد، مى‏گويد : اى كاش آن را ادارك نكرده بودم. بشارت‏هاى آينده، چه اندازه نزديك شده‏اند! اكنون وقت رسيدن و غده‏ها و نمايان شدن، چيزى است كه آن را نمى‏شناسيد. آگاه باشيد! هر يك از ما اهل بيت - كه آن زمان را درك كرد (و امام عصر بود)، با چراغ روشن قدم بر مى‏دارد و به روش صالحان رفتار مى‏كند تا گرهى از مشكلات مردم بگشايد، گرفتارى را آزاد سازد، جمعيت باطل و زيان بخش را پراكنده كند و اجتماع سودمندى را تشكيل دهد.
تمام اين كارها را پنهان انجام مى‏دهد (فى ستره عن الناس) ؛ به طورى كه حتى قيافه‏شناسى نيز با كمال دقت، اثرى از وى نمى‏يابد - به بركت وجود امام آن عصر - دسته از مردم، براى دفاع از دين آماده مى‏گردند ؛ چنان كه شمشير و تير، به دست حدّاد تيز مى‏شود. چشم باطن آنها، به وسيله قرآن روشن مى‏گردد، تفاسير و معانى آن در گوششان گفته مى‏شود و شب و روز از علوم و حكمت‏هاى الهى، بهره‏مند مى‏شوند (تجلى بالتنزيل ابصارهم و يرمى بالتصنير فى مسامعهم و يغبقون كأس الحكمة بعد الصبوح).(8)
از اين خطبه استفاده مى‏شود كه امام عصر غيبت، در نهايت حفظ و پنهانى به سر مى‏برد ؛ اما با بصيرت و بينايى كامل در حل و فصل امور اساسى مردم و دفاع از حوزه مقدس اسلام مى‏كوشد. مشكلات مسلمان را سامان مى‏دهد. از گرفتاران داورى مى‏كند. به بركت وجود مقدس امام‏عصر(عج) گروهى از مردم براى دفاع از دين مجهّز مى‏شوند و در تصميمات خود، از معارف و علوم قرآن الهام مى‏گيرند و...(9)
3-1. يارى شيعيان و حفظ كيان شيعه‏
امام غايب، هر چند فوايد و آثار فراوانى براى كلّ جهان دارد و همه مردم را به فيض مى‏رساند ؛ اما تفضّلات و عنايات ويژه‏اى نيز به شيعيان و دوستداران خود دارد و در موارد زيادى، آنان را يارى و كمك مى‏كند. در واقع پيوند و ارتباط ژرفى بين آن حضرت و شيعيانش وجود دارد و بهره‏ها و بركات فراوانى، از اين جهت شامل آنان مى‏شود.
امام مهدى(عج) اطلاع و آگاهى كاملى نسبت به وضعيت آنان دارد و به مشكلات و گرفتارى‏ها و نيازهاى آنان عالم است. از اين رو همّت وافرى بر حفاظت و نگه دارى از شيعيان خود و پاسدارى از كيان شيعه دارد و در حالى آنان را از دعاى خير خود، بهره‏مند مى‏سازد ؛ چنان كه خود مى‏فرمايد : «لأنّنا من وراء حفظهم بالدعاء الذى لا يحجب عن مَلِك الارض و السماء»(10) ؛ «ما پشت سر مؤمنان شايسته كردار، با نيايش و دعايى كه از فرمانرواى آسمان‏ها و زمين پوشيده نمى‏ماند، آنان و شيعيان را حفاظت و نگه دارى مى‏كنيم».
آن امام همام در نامه‏اى به شيخ مفيد نوشته است : «انّا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لو لا ذلك لَتَنزل بكم للأواء و اصطلهكم الاعداء» ؛(11) «ما در رسيدگى و سرپرستى شما، كوتاهى و اهمال نكرده‏ايم و ياد شما را از خاطر نبرده‏ايم كه اگر جز اين بود، دشوارى‏ها و مصيبت‏ها، بر شما فرود مى‏آمد و دشمنان شما را ريشه كن مى‏كردند».
و نيز نوشته است : «فاِنّا نُحيط علماً بأنباتكم و لا يعزب عنّا شى‏ء من اَخباركم»(12) ؛ «ما بر اخبار و احوال شما، آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما، بر ما پوشيده و مخفى نمى‏ماند».
4-1. دفع بلاها و خطرات‏
يكى از فوايد وجودى امام غايب، «مسئله رفع عذاب» و «امامان بودن براى اهل زمين» است. بر اساس سنّت الهى، وجود يك فرد مومن و صالح در يك جمع، باعث دور كردن عذاب و حفظ همه آن جمع مى‏گردد.
در روايت معروفى از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله آمده است : «اجعل الله النجوم امانّا لأهل السماء و جعل اهل بيتى اماناً لأهل الارض»(13) ؛ «خداوند ستارگان را امان براى اهل آسمان قرار داد و اهل بيتم را امان براى اهل زمين».
امام مهدى(عج) درباره وجود شريف خود مى‏فرمايد : «انا خاتم الاوصياء و بى يدفع الله عزّو جل البلاء عن اهلى و شيعتى»(14) ؛ «من آخرين اوصيا هستم و به واسطه من، خداوند بلا را از خاندا و شيعيانم دفع مى‏كند».
چنان كه پيش‏تر گذشت، حضرت فرمود : «اگر توجهات ما نبود، بلاها بر شما فرود آمده، دشمنان شما را پايمال مى‏كردند (لولا ذلك لا مطَلَمَتكُم اللأراءُ و احاطت بكُمُ الاعداء)».(15)
در داستانى از علامه نائينى آمده است، در دوران جنگ جهانى اول و اشعال ايران توسط نيروهاى انگليسى و روسى، حملات و هجوم آنان به ملت مظلوم ايران به اوج خود رسيده بود. به همين جهت آيت الله نائينى(ره) بسيار پريشان و نگران اوضاع شيعه بود.
شبى به امام زمان(عج) متوسل گرديد و در حال گريه و توسل به خواب رفت. در عالم رؤيا ديوار بزرگى به شكل نقشه ايران ديد كه در حال سقوط است و عده‏اى زن و بچه زير آن نشسته‏اند. وضعيت به قدرى هولناك بود كه در خواب فرياد كشيد... در اين حال ديد حضرت ولى‏عصر(عج) تشريف آورد و انگشت مباركشان را به طرف آن ديوار گرفته، آن را سرجاى خود قرار داد. آنگاه فرمود : «اينجا شيعه خانه ما است، مى‏شكند، خم مى‏شود، خطر هست، ولى ما نمى‏گذاريم سقوط كند ؛ نگهش مى‏داريم».(16)

2. بهره‏ها و فوايد اخلاقى‏
2-1. خودسازى و تهذيب نفوس‏
يكى از آثار و بركات وجودى امام، پيدايش و تقويت روحيه خدسازى و تهذيب نفس است. بر اساس روايات، امام و حجت خدا، ناظر و شاهد بر اعمال است و هر روز هر هفته، اعمال انسانها، خدمت آن بزرگوار عرضه مى‏شود. كسى كه دوستدار امام باشد، راضى نمى‏شود كه امام، ناظر و گواه بر اعمال ناپسند او باشد و با ديدن اعمال بر او، غمگين و ناراحت گردد. از اين رو، سعى مى‏كند، دقت بيشترى نسبت به اعمال خود داشته باشد و به گونه‏اى رفتار كند كه رضايت امامش را به دست آورد. پس اعتقاد به اينكه امام، مراقب اعمال است و نامه عمل شيعيان خدمت ايشان ارائه مى‏شود، در خوب شدن و نيكوكارى اشخاصى تأثير دارد.
از طرف ديگر آن حضرت عنايت ويژه‏اى به صالحان و شايستگان دارد و ضمن اينكه با قدرت خداوندى و ولايت تكوينى، در اصلاح رفتارها تأثير دارد ؛ دعاى خير خود را پيوسته شامل حال كسانى مى‏كند كه مى‏خاهند در اين راه قدم بردارند. او از طريق شعاع نيرومند و پر دامنه «نفوذ شخصيت خود» دل‏هاى آماده را تحت تأثير جذبه مخصوص قرار داده، به تربيت و تكامل آنها مى‏پردازد و از آنان انسان هايى كامل‏تر مى‏سازد.
2-2. تربيت گروه منتظر و مبارز
چنان كه گذشت رابطه امام در زمان غيبت، به كلى از مردم بريده نيست ؛ بلكه بر اساس روايات، گروه كوچكى از آماده‏ترين افراد - كه سرى پر شور از عشق به خدا و دلى پر ايمان و اخلاصى فوق العاده براى تحقق بخشيدن به آرمان اصلاح جهان دارند - با حضرتش در ارتباط اند.
آن حضرت از يك زندگى طبيعى برخوردار است و به طور ناشناخته در ميان همين انسان‏ها، رفت و آمد دارد. دل‏هاى بسيار آماده را بر مى‏گزيند و در اختيار مى‏گيرد. بيش از پيش آماده مى‏كند و مى‏سازد.
افراد مستعدّ - به تفاوت ميزان استعداد و شايستگى خود - توفيق درك اين سعادت را مى‏يابند. بعضى چند لحظه و برخى چند ساعت يا چند روز و جمعى سال‏ها با حضرت بقية الله مرتبط اند.(17)
2-3. ترويج فرهنگ و هنجارهاى ارزشى‏
يكى از بركات و آثار وجودى امام زمان، ترويج و تبليغ - مستقيم يا غير مستقيم - ارزش‏هاى انسانى و اخلاقى و گسترش فرهنگ عدالت، معنويت و عقلانيت است.
غيبت عامل يك تلاش ويژه در فهم دين و كسب فضايل انسانى است و مى‏تواند احساس نيازى را در بشر زنده كند كه اگر واقعى باشد، انسان ساز و فرهنگ ساز است.
علاوه بر اين و مردم جهان نيز - در خلال اين غيبت طولانى - از ظلم، جنايت، تبه كارى، بى عدالتى و نا امنى خسته شد و به تنگ مى‏آيند، به طورى كه تشنه عدالت و معنويت مى‏شوند و تنها راه نجات و سعات را مى‏طلبند اين خود منجر به ترويج و گسترش آموزه‏هاى والاى اخلاقى و انسانى (چون دادگرى، حق پرستى و فساد گريزى) مى‏شود.

سه. آثار و بركات سياسى - اجتماعى‏
3-1. اميد بخشى‏
ايمان و اعتقاد به امام غايب، مسبب اميدوارى مسلمانان به آينده روشن و سعادت‏آميز خويش در عصر ظهور است. انسان به يقين با اميد زنده است ؛ به خصوص اميد به آينده‏اى كه در آن اثرى از پليدى، ناراستى، ظلم و تباهى نباشد. چنين چشمداشتى، به انسان قدرت تحرّك و تلاش مى‏بخشد و توان او را در مقابله با كژى‏ها و مشكلات چند برابر مى‏كند. انتظار فرج، يعنى انتظار نيكى‏ها و خوبى‏ها و به همين جهت، بهترين اعمال دانسته شده است : «افضل اعمال امتى، انتظار الفرج»(18)، وجود امامى كه منتظر اذن الهى، براى ظهور است، به مردم دلگرمى مى‏دهد و گام‏هاى آنان را در جاده‏هاى انتظار، استوار مى‏گرداند. در نتيجه يأس و نا اميدى و سستى، از زندگى آنان رفت مى‏بندد و شكوفه‏هاى شوق و سرور جوانه مى‏زند.
3-2. ايجاد قيام‏ها و انقلاب‏ها
محاسبات عقلى و تجارب اجتماعى، به روشنى ثابت مى‏كند كه اعتقاد به وجود رهبر زنده، اثر عميقى در حفظ نظام و بقاى مكتب دارد ؛ خواه اين رهبر در دسترسى مردم باشد و يا به عللى دسترسى به او آسان نباشد. اگر جامعه به حيات و بازگشت رهبر خود - كه از آنجا كناره‏گيرى كرده - باور داشته باشد ؛ پويايى و طراوتى ويژه مى‏يابد و خود را آماده بازگشت و يارى او مى‏كند. چنين ملتى، به طور مسلّم نا اميد نمى‏شود، وحدت كلمه را از دست نمى‏دهد، در حفظ مكتب مى‏كوشد و پيوسته براى هدف، به تهيه نيرو و انجام مقدّمات مى‏پردازد و نتيجه آن قيام‏ها و نهضت‏هاى آزادى‏بخش است كه در جهان اسلام به وجود آمده و باعث تغييرات زيادى در جوامع شده است.

براي مطالعه بيشتر ر.ک: مهدويت (پيش از ظهور ) ، رحيم کارگر ، نشر معارف

...................) Anotates (.................
1) دادگستر جهان، ص 154.
2) بحار الانوار، ج 52، ص 92، ح 8 ؛ كمال الدين، ج 1، ص 23، ح 3.
3) كمال الدين، ج 2، ب 45، ح 4 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 92، ح 7.

4) جعفر سبحانى، پرسشها و پاسخ‏ها.
5) اثبات الهداة، ج 3، ص 581، ج 763.
6) ر.ك : جعفر سبحانى، پرسش‏ها و پاسخ‏ها.
7) ميزان الحكمه، ج 1، ص 133.
8) نهج البلاغه، خطبه 150.
9) ر.ك : دادگستر جهان، ص 158 و 159.
10) احتجاج طبرسى، ج 2، ص 602.
11) احتجاج طبرسى، ج 2، ص 596.
12) همان.
13) بحار الانوار، ج 27، ص 38.
14) كمال الدين، ج 2، ب 43، ج 12.
15) احتجاج طبرسى، ج 2، ص 596.
16) عنايات حضرت مهدى به علما و طلاب، ص 315 ؛ فرازهايى از تجلّيات امام‏عصر(عج)، ص 54.
17) سبحانى، پرسش و پاسخ‏ها.
18) كمال الدين، ج 2، ب 5.

1

1

Member since:
28 تیر 1389
Last activity:
1 روز 12 ساعت

ممنون از اظهار نظر شما ؛ در این پایگاه پاسخ های کافی و کامل به این پاسخ وجود دارد که می توانید در قسمت ساختار تخصصی مهدویت آنها را پیدا کنید. با تشکر مدیر سایت

1

1

اين پرسش ممكن است از تصور ناصحيح نسبت به مساله غيبت و زندگي حضرت مهدي (عج) در شرايط خاص باشد. و گمان شود كه حضرت در عصر غيبت، داراي يك زندگي صرفاً خصوصي بوده و هيچ ارتباطي با ديگران ندارد و لذا وجود او در پشت پرده غيبت نقشي در زندگي مؤمنين و مسلمانان نخواهد داشت!
در حاليكه، غيبت حضرت به معناي انقطاع مطلق رابطه حضرت با مردم و جهان نيست. بلكه غيبت به معناي پنهان بودن حضرت از انظار عمومي است يعني حضرت در شرايط غيبت ضمن اشتغال به امور شخصي به طور ناشناس در جامعه حضور دارد و حوادث و رخدادهاي اجتماعي و مشكلات مردم را به طور كامل زير نظر دارد و خصوصاً نسبت به شيعيان و دوستانش عنايت خاصي دارد و از وضع آنان باخبر است و مراقبت مي نمايد. چنانكه خود حضرت در يكي از توقيعاتش به شيخ مفيد (ره) مي نويسد: «ما شما را رها نكرده و در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم, پس تقوي پيشه كنيد و ما را ياري نمائيد تا از فتنه هايي كه به شما روي مي آورد، شما را نجات بخشيم... »
بنابراين مفهوم غائب بودن حضرت ـ عليه السلام ـ چنانكه از روايات استفاده مي شود ـ به معناي وجود نامرئي و بريده از جامعه انساني نيست بلكه به معناي وجود عيني و حضور فيزيكي است كه مانند ديگران داراي زندگي طبيعي مي باشد. با اين تفاوت كه طبق دستور الهي بنا به مصالحي تا زمان رسيدن فرمان ظهور، از انظار عمومي مخفي است و به طور ناشناس زندگي مي كند. اين به معناي آن نيست كه مردم نيز از آن حضرت پنهان باشند بلكه حضرت در شرايط غيبت نيز همانند شرايط حضور از حوادث جامعه آگاه است و نسبت به كلية امور جاري اشراف كامل دارد از شادي و پيروزي مسلمانان شاد مي شود و از مشكلات و گرفتاري آنان غمگين مي گردد و تا جايي كه با فلسفه غيبت منافات نداشته باشد از بيچارگان فرياد رسي مي كند. بيماران را شفا مي بخشد و در مجالس حاضر مي شود و... .
بهمين جهت وقتي از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در مورد آثار و فوائد امام مهدي در عصر غيبت سوال گرديد، در پاسخ فرمود: «والذي بعثني بالنبوه انهم ينتفعون به و يستضيئون بولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس و ان جللها السحاب.» قسم به آن خداي كه من را به پيامبري مبعوث فرمود، مردم در آن زمان همانند آفتاب در پس پردة ابر از وجود مهدي ـ عليه السلام ـ بهره مي برند و از نور ولايت او نوراني مي گردند.
خود حضرت نيز مي فرمايد: مردم از وجود من همانند آفتاب پس ابر سود مي جويند و من سبب آرامش و امنيت مردم روي زمين هستم همانگونه كه ستارگان امان اهل آسمانند.»
اين تشبيه اولاً گوياي نياز شديد و وابستگي دائمي انسان و جهان ـ به وجود مقدس حضرت ولي عصر ـ عليه السلام ـ در زمان غيبت است زيرا تمام فيوضات الهي از طريق آن حضرت به ديگران افاضه مي گردد: «الذي ببقائه بقيت الدنيا و بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء» يعني به وسيلة وجود آن حضرت دنيا پابرجاست و به بركت آن حضرت ديگر مخلوقات رزق مي خورند و با بودن او آسمان و زمين استوار مي باشد.
ثانياً: اشراف و حمايت غائبانه آن حضرت مايه آرامش و تقويت روحي شيعيان و مسلمانان است. چنانكه در كلام خود حضرت ـ عليه السلام ـ نيز اشاره گرديد.
بنابراين خود اين باور و ايمان به چنين امام حي و حاضري كه ملجاء و پناهگاه مظلومين و حافظ دين و شريعت است موجب دلگرمي و قوت قلب طرفداران آن حضرت و مانع از يأس و نااميدي آنان مي باشد. اين اعتقاد باعث مقاومت شيعيان در برابر ظلم و جور و تقويت روحيه عدالت خواهي و دشمن ستيزي آنان مي گردد.
اين اعتقاد موجب مي شود كه جامعه شيعي و پيروان آن حضرت، خود را همواره متكي به يك پايگاه قوي و نيرومندي بدانند كه سرانجام و آينده جهان بشريت را رقم خواهند زد و شاداب و پرنشاط خود را براي هر گونه ايثار و فداكاري آماده مي نمايند و براي رسيدن به وضع مطلوب جهاني بر تلاش بي وقفه و پايدار خود بيافزايند.
از اين نظر وجود امام غائب ـ عليه السلام ـ قطع نظر از فوائد بيشماري ديگري كه دارد، مهم ترين عامل استحكام روحي و دلگرمي شيعيان و منتظران حضرت به شمار مي آيد و انگيزه مبارزه براي استقرار عدل و قسط و رسيدن به عصر شكوهمند ظهور را در جان آنان بارور مي سازد. دقيقاً همين روحيه و اعتقاد زنده، تفكر پوياي شيعي را از ديگران متمايز نموده است و باعث بقاء رشد و بالندگي روز افزون جامعه شيعي گرديده است.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
14 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .